جملهء « فريضة عادلة » بر اين مقصد و مقصود توجيه بسيار بعيدى است . به هر حال گفتهاند مقصود از « فريضة عادلة » اخلاق سوىّ و معتدل است و مقصود از « سنة قائمة » هم احكام عملى است . پس پيغمبر فرمود : علم منحصر است به اصول عقايد و علم اخلاق و علم فقه و احكام .
ولى كوچكترين تأمل روشن مىكند كه مقصود اين نيست ، بلكه مقصود از « آية محكمة » فرا گرفتن و فهميدن معانى آيات الهى و درك و فهم قرآن است ، و مقصود از جملهء « فريضة عادلة و سنة قائمة » تعلم فرايض و سنن از پيغمبر اكرم است . در حقيقت حديث مىخواهد بگويد علم منحصر است به تعلم آيات قرآن كه كلام خداست و تعلم دستورهاى پيغمبر خدا كه منقسم مىشود به فرايض و سنن . و چنان كه مىدانيم اصطلاح واجب و مستحب و مخصوصاً اصطلاح مستحب يك اصطلاح مستحدثى است و در قديم گفته مىشد فريضه و سنت .
حالا كه معنى و مقصود حديث معلوم شد ، بايد در مفاد حصر بحث كرد . اولًا اين كلام متوجه حال آن روز مسلمين بوده و در آن روز كه اسلام تازه تشريع مىشد ، هم از نظر اسلام كه اولِ تشريعش بود و هم از نظر مسلمين كه ذهن بسيط و ساده اى داشتند ، منحصراً وظيفهء آنها از لحاظ تعليم و تعلم اين بود كه آيات خدا و دستورهاى پيغمبر را مستقيماً فرا گيرند و بدانند و بفهمند كه در قرآن چه دستورهايى هست و در سنت چه دستورهايى هست . و در عين حال اين حصر تقييدى در صدر حديث وارد نمىكند كه اگر علمى به حال مسلمين نافع بود ، همان نفعى كه مورد پسند اسلام است و اسلام آن را نفع مىداند ، آن علم نيست ، زيرا حديث وظيفهء آن روز مسلمين را بيان مىكند و همين كه مسلمين در درجهء اول به كتاب خدا پى بردند و فرايض و سنن را ياد گرفتند ، مىدانند و مىفهمند كه يكى از فرائض عادله فريضهء علم است ، علم نافع ، علمى كه مسلمين را به هدفهاى اسلامى آنها كمك مىكند و به مسلم عزت مىدهد .
پس نمىتوان گفت كه غير از علم تفسير و حديث در نظر اسلام
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 359
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٥٩