تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
تفسير شد . البته ممكن است اين يكى از جهات باشد ، بلكه حتماً يكى از عوامل همين است ولى بايد علت اصلى را وجود يك نوع ناهمواريها و دشواريها و پست و بلندىها كه به عللى در جامعهء اسلامى پيدا شد دانست كه امكان عملى شدن اين توصيهء عمومى را از بين برد ، همان طورى كه الان به واسطهء فقر عمومى و عدم وسايل آموزشهاى ابتدايى - تا چه رسد به متوسطه و عالى - براى صدى شصت از كودكان ما امكان تحصيل نيست . در واقع علل مختلفى دست به دست هم داد تا اين روز پديد آمد . يكى اينكه در فقه ما علم به صورت يك فريضه نظير نماز و روزه و خمس و زكات و حج تلقى نشد . آنچه كه به صورت فريضه تلقى شد ، مسلمين آن را حفظ كردند و به هر مشقتى بود عمل كردند . نماز را در هيچ حالى ترك نكردند . من خودم سراغ دارم كشاورزانى كه در آفتاب مرداد در حالى كه مشغول درو بودند روزه گرفتند و غش كردند و روزهء خود را افطار نكردند ، در حالى كه در بستر بيمارى با مرگ دست به گريبان بودند از نماز خود غفلت نكردند . سفر حج با آن همه خطرات كه در قديم بود و دسته هاى دزد صد نفرى و دويست نفرى به قافله ها مىزدند و مىكشتند و مىبردند ولى همهء اينها نتوانست جلو فريضهء حج را بگيرد . از اقصى بلاد اسلامى براى انجام اين فريضه حركت كردند در حالى كه واقعاً جهاد بود ، يعنى مانند يك جنگ كه صدى پنجاه احتمال برنگشتن بود اين سفر را تحمل كردند و همچنين خمس و زكات و غير اينها . ولى در مورد علم ، سفرهاى علمى مانند سفر حج فرض شناخته نشد . علت اين است كه در فقه ما از رديف فرايض خارج شد ، و من نمىدانم چرا و به چه علت فرض شناخته نشد ؟ ! ظاهراً به اين علت است كه علم را در لسان شارع مخصوص دانستند به ياد گرفتن مسائل شرعى ، يعنى فريضهء علم را مستقل ندانستند و گفتند مقصود از فريضهء علم ، دانستن ساير فرايض اسلامى است و دانستن آنها هم به دو نحو ممكن است : اجتهادى و تقليدى ، و علم