اختصاص دارد . وقتى كه انسان زبان اسلام را در مورد جهل مىبيند و مذمتهاى جهل و جاهل را مىبيند ، مىفهمد كه زيان جهل زيانى است كه استثناپذير نيست و نمىتوان گفت كه براى زن عيب ندارد كه در زيانهاى عجيب جهل بماند ، مثل اينكه مىفرمايد . . . ( براى مذمت جهل ، رجوع شود به نمرهء 22 . ) 7 . اينكه ما تعبير به فريضه كرديم ، معلوم است كه اقتباس است از حديث معروف و مسلَّم بين شيعه و سنى : * ( طلب العلم فريضة على كل مسلم . ) * فرض در مقابل سنت است . راغب مىگويد : فرض به معنى قطع است . * ( سورة انزلناها و فرضناها ) * اى اوجبنا العمل بها . مثل اينكه فرض به آن چيزها گفته مىشود كه از قواعد و اصول اوليهء ديانت است و من عندا لله است ، و سنت به چيزهايى گفته مىشود كه « سَنَّها رسولُ الله » است و از همين جهت است كه فرض غير جايزالترك و سنت جايزالترك است . كلمهء « واجب » در اصطلاحات اوليهء اسلام هست مثل كلمهء فرض ، كما اينكه در مقابل اين دو كلمه كلمهء « سنت » و شايد كلمهء « ندب » نيز قديمى باشد و اما كلمهء « مستحب » اصطلاح مستحدثى است كه بعد در ميان فقها حادث شده و الان من نمىدانم كه اين كلمه از كى و به وسيله چه كسى وارد فقه شد .
راجع به كلمهء فرض : نهج البلاغه ج . . . ، ص . . . : * ( فرض الله الايمان تطهيراً من الشرك . ) * در قرآن : * ( سورة انزلناها و فرضناها ، ) * ايضاً : * ( فريضة من الله ) * ، ايضاً حديث * ( فريضة عادلة ) * ، و راجع به كلمهء وجوب ظاهراً در احاديث استصحاب هست و در حديث معروف علم و رزق : * ( الا و ان طلب العلم اوجب عليكم من طلب المال . ) * 8 . اين خود يك مسئلهء اجتماعى است كه چرا با آن همه توصيه ها و تأكيدها كه در اسلام براى فريضهء علم شد ، مع ذلك اين فريضه متروك ماند ؟ بعضى گفتهاند از آن جهت است كه همهء توصيه هاى به علم به صورت توصيه به عالم و سفارش به عالم تفسير شد ، يعنى توصيهء عمومى به علم به صورت توصيهء عموم به عالم
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٣٤