مىرود از سينه ها در سينه ها
از ره پنهان صلاح و كينه ها
بلكه خود از آدمى در گاو و خر
مىرود دانايى و علم و هنر
اسب سُكسُك مىشود رهوار و رام
خرس بازى مىكند بز هم سلام
رفت در سگ زآدمى حرص و هوس
يا شبان شد يا شكارى يا حَرَس
مثل ، عشق ، تابلوها ، اسمها ، چه چيز حرام است ؟ باختن شخصيت و هضم شدن در اجنبى و اجنبى پرستى . كلاه و عمامه ، قاشق و دست . دو نوع تقليد : تقليد قديمى ، تقليد جديدى .
استسباع . . . ( 1 )
علم و جهل ، خطر علم اندك ، كمالى كه موجب عقب افتادگى مىشود
خطر علم دو چيز است : غرور و جمود . ممكن است جمود ناشى از غرور باشد . غرور علمى غير از ايجاد خودخواهى و تكبر و تحقير ديگران ، ممكن است سبب شود كه انسان علم خود را - كه قطره اى است از درياى حقيقت و پرتوى است از خورشيد حقيقت - تمام علم بداند ، يعنى انسان از محدوديت دايرهء روشنايى علم غافل مىشود و مىپندارد آنچه را چراغ براى او روشن كرده است تمام جهان است ، مثل كسى كه خيال كند فقط تا آنجا خبر وجود دارد كه چراغ او نشان مىدهد و بس . از اينجا جمود و ركود پيدا مىشود و جلو تحقيق گرفته مىشود .
هامش
( 1 ) [ در نسخهء اصل دستنويس ، مطلب ناتمام مانده است . ]