تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
به رسميت شناختن عقل و احكام اوليهء عقل از طرف دين استنباط مىشود و ضمناً يك نوع هماهنگى بين دين و فطرت انسانى فهميده مىشود . 1 . همان طورى كه در دفتر 89 ، صفحهء 24 گفته شد هريك از عقل و دين حجتى براى [ انسان ] مىباشند ، يكى حجت باطنى و ديگرى حجت ظاهرى . ولى اين دو حجت در تمام جهات در عرض يكديگر نيستند ، در بعض جهات در عرض يكديگرند و هركدام هدايتى را عهده دارند . هدايت عقل در قسمتى است و هدايت وحى در قسمت ديگر ، همان طورى كه هدايت حس نيز در ناحيهء ديگر است ( 1 ) . در عين حال يك نوع همكارى و وحدتى بين فعاليت عقل و دين است ، همان طورى كه فعاليت عقل از فعاليت حس جدا نيست و عقل در زمينهء انديشه هاى حسى فعاليت مىكند . به هرحال از يك نظر نسبت دين و عقل نسبت فاعل و قابل و محرك و متحرك است و همهء احكام و شرايطى كه در آن موارد جارى است ، در اينجا نيز جارى است يعنى همكارى آنها عرضى نيست ، طولى است . احتياج به آن دو از قبيل احتياج به دو موجود طولى است ، نظير احتياج اشتعال است به مادهء قابل احتراق از قبيل نفت و غيره و آتش كبريت يا فندك . بعضى قابلها شديدالقابليه هستند . شيخ الرئيس آيهء * ( يكاد زيتها يضيئ ولو لم تمسسه نار ) * را به عقول متوقده و قرائح طياره تأويل مىكند . مرحوم آشتيانى در ذيل بيت منظومه : « واردها قرائح طيارة » به چند جور قريحه اشاره مىكند . قوّت و شدت هركدام از فاعل و قابل ، در شدت و ميزان اثر تأثير دارد ( رجوع شود به ورقه هاى قابليت ) . حديث معروف :
هامش
( 1 ) رجوع شود به دفتر جزوهء تدريسى سال 41 - 42 ، كلاس سوم معقول ، نمط نهم اشارات ، فصل فلسفهء نبوت .