تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
خودش نمىخواهد ، و البته مطلب دوم صحيح است . مسئلهء سنن : اينكه ارادهء ذات بارى به هر چيزى جداگانه تعلق بگيرد محال است . همين جاست كه قانون و سنن به وجود مىآيد . مىگويند خداوند سنت خلق كرده است ، البته خود سنت كه چيزى نيست كه مخلوق باشد . سنن منتزعند نه مجعول : سنت و قانون الهى برعكس سنن قراردادى كه خود سنت وضع مىشود ، خود سنت وضع نمىشود بلكه اشياء به ترتيب علت و معلول وضع مىشوند و از اينجا سنت انتزاع مىشود . وقتى كه خلقت با نظام علت و معلول جريان يافت ، هر موجودى مرتبه و درجه اى مخصوص خود پيدا مىكند كه قابل تخلف نيست ، مصداق * ( و ما منا الَّا له مقام معلوم ) * مىشود . مسئلهء قدر : اينجاست كه مسئلهء « قدر » پديد مىآيد ، يعنى اندازه ها . و همين جاست كه مَثَل بسيار عالى قرآن مفهومش روشن مىشود كه : آيهء سورهء رعد : انزل من السماء ماء فسالت اودية بقدرها فاحتمل السيل زبداً رابياً . . . ايضاً مثل ديگر قرآن : آيهء سورهء طلاق : و من يتق الله يجعل له مخرجاً . و يرزقه من حيث لايحتسب . . . قد جعل الله لكل شىء قدراً ( 1 ) . تفاوت مجعول نيست : پس ، از اينجا معلوم مىشود كه تفاوت لازمهء هستى و نظام هستى است . تفاوت ، جعلى و قراردادى نيست ولى تبعيض وجود ندارد ، هر چيزى همان كه برايش ممكن است دارد . پس آنچه وجود دارد تفاوت است و تفاوت از ذوات اشياء يعنى از نفس هستى و از نظام علَّى و معلولى برمىخيزد . دوم بودن صادر اول قراردادى نيست
هامش
( 1 ) اى قد جعل الله لكل شىء سبباً و مرتبة و منزلة .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 288 | مرتضى مطهرى