تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
عدل به مفهوم تعادل توجه كرده‌اند و اشكال باقى مانده است ، مانند غالب كسانى كه در كتاب اسرار خلقت بحث كرده‌اند . ولى معنى ديگر عدل آن است كه بگوييم عدل يعنى رعايت تساوى و نفى هرگونه تبعيض . اين بيان اگر به معنى اين باشد كه ملاحظهء هيچ گونه استحقاقى نشود عين ظلم است ، زيرا معنى ظلم اين نيست كه رعايت تساوى نشده است بلكه اين است كه رعايت حقوق نشده است . رعايت تساوى آنگاه لازم است كه استحقاق متساوى در كار باشد ، و اگر استحقاق متساوى نباشد رعايت تساوى خود نوعى ظلم است ، و الَّا همان سخن ياوهء معروف پيدا مىشود كه ظلم بالسويه عدل است . اگر اعطاء بالسويه عدل باشد منع بالسويه هم بايد عدل شمرده شود . آرى ، عدل ايجاب مىكند مساوات را ولى به اين معنى كه در شرايط متساوى و با استحقاقهاى متساوى ، قانون با شخص بايد به طور مساوات عمل كند . پس مىرسيم به معنى سوم عدل كه عبارت است از رعايت استحقاقها و عدم تبعيضها در شرايط استحقاقهاى متساوى . وقتى كه به اينجا رسيديم ، اين مسئله پيش مىآيد كه آيا در مورد خدا سخن از تفاوت استعدادها معنى دارد يا ندارد ؟ يعنى چون خداوند مبدأ كل همه چيز حتى استحقاقهاست ، پس همهء اشياء با او نسبت متساوى دارند و او نيز با همهء اشياء نسبت متساوى دارد . بايد در اينجا عدل به معنى رعايت حقوق ، عملًا مساوى باشد با عدل به معنى رعايت مساوات و نفى هرگونه تبعيض و تفاوت . پس چرا تبعيض و تفاوت در كار است ؟ طرح اشكال : اكنون [ كه ] مفهوم و معنى عدل را دانستيم اشكال را طرح مىكنيم . اشكال همان مسئلهء تبعيض است . مقدمتاً بايد بگوييم در اينجا مسائلى هست كه با يكديگر قرابت دارند و همه با مسائل توحيد و الهيات مربوط مىشود . برخى از آنها مربوط است به شئون حكمت بالغه فقط ، مثل