تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
در اينجا ببينيم كه آنچه مخالف عدل است ، چه به صورت تبعيض و عدم مساوات و چه به صورت ظلم و تجاوز به حقوق ، چگونه تفسير شده و مىشود . تفاوت غير از تبعيض است : اما راجع به تبعيض ، عرض مىكنيم كه تبعيض بر بشر در مسائل اجتماعى ممكن است اما زشت است و ممنوع ، ولى تبعيض در خلقت محال است يعنى اينكه از طرف او تبعيضى صورت بگيرد و تفاوتى صورت بگيرد محال است . آنچه صورت مىگيرد و نقش تفاوت دارد ، از ناحيهء قابليتها و امكانات است نه از ناحيهء فاعليتها و ايجابها . تبعيض در ميان افراد بشر به اين صورت است كه دو نفر از لحاظ اجتماعى استحقاق يك نمره يا يك پست يا يك پول را داشته باشند و دهنده به ملاحظات ديگرى غير از استحقاق ، يكى را به ديگرى مقدم بدارد . چنين چيزى [ در خلقت ] وجود ندارد . اگر كسى بگويد : ما مىبينيم تفاوت و تبعيض وجود دارد پس معلوم مىشود خدايى نيست ، جواب اين است كه تفاوت وجود دارد و تفاوت غير از تبعيض است . اگر بگوييد ريشهء اين تفاوت كجاست ، بالاخره اين تفاوتها ريشه اى دارد و ريشه اش جز خدا نمىتواند باشد ، پس برگشت تفاوتها به تبعيض و عدم عدالت است ، جواب اين است كه اشياء يك نوع تفاوتهاى ذاتى دارند كه لازمهء نظام علت و معلول است . نظام علَّى و معلولى : پس لازم است در اينجا مقدمه اى گفته شود و آن اين است كه يك مبحث عميقى در حكمت الهى هست و آن اينكه آيا اشياء كه مخلوق خداوند هستند ، بلاواسطه مخلوقند يعنى ارادهء خداوند به هر چيزى جداگانه تعلق مىگيرد ، يا اينكه صدور اشياء به ترتيب است يعنى معلول اول و معلول دوم و سوم در كار است و ارادهء حق تعالى به اشياء ارادهء به نظام است و هيچ معلولى را جز از طريق علت خاص