تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦

يادداشت عدل الهى

* ( شهد الله انه لا إله الَّا هو و الملائكة و اولوا العلم قائماً بالقسط . ) * 1 . يكى از صفات بارز الهى كه قبح عقلى نمىتواند آن را از خدا منفك بداند ، عدل است . همان طورى كه تفكيك علم و قدرت از خدا صحيح نيست ، تفكيك عدل نيز چنين است . يك تفاوت ميان عدل و ساير صفات هست و همان بالاخره منجر شد كه عدل يك اصل عليحده از اصول دين در مذهب شيعه و معتزله قرار بگيرد ، و آن اين است كه عموم افراد بشر اعم از عالم و عامى مواجه با جرياناتى مىشوند كه از نظر عدل الهى خلجانهاى مخالفى پيدا مىشود كه به نظر مىرسد با عدل الهى سازگار نيست ، از تبعيضها و احياناً سلب حقوقها در مواردى . صفت عدل با صفت حكمت رابطه و قرابتى دارد . حكيم بودن از شئون عليم بودن و مريد بودن و غايت داشتن است . مثلًا ممكن است چيزهايى به نظر برسد كه وجودشان زايد يا مضر است ، مثلًا اگر عضوى در پيكرى باشد كه به هيچ درد آن پيكر نخورد گفته مىشود زايد و بيهوده است ( البته از نظر آن مجموعه نه از نظر خود آن عضو ) و احياناً مضر است و بايد حذف كرد مثل غدهء سرطانى . ولى عدل يعنى تبعيض نكردن ، سلب حقوق نكردن ، از شئون عليم و مريد بودن نيست بلكه خود موضوع حكم مستقلى است در عقل ( البته عقل عملى و به همين دليل در فلسفه جاى درستى ندارد ) . مسئلهء عدل و حكمت در دنياى قبل از اسلام منتهى به ثنويت شده است كه در ورقه هاى خدمات متقابل اسلام و ايران درباره اش بحث كرده‌ايم ، و در جهان اسلام منشأ اين شده است كه مسلمانان از لحاظ اصول به دو فرقهء عدليه و غير عدليه منقسم شوند . در ورقه هاى خدمات متقابل اسلام و ايران راجع به اينكه عقيدهء اهريمن با عقيدهء شيطان دوتاست بحث كرده‌ايم ( 1 )
هامش
( 1 ) اينجا لازم است رفع شبههء ثنويت از راه تحليل ماهيت شرور و نسبى بودن بديها بشود و آنگاه گفته شود پس چنين چيزى كه دليل بر دو مبدأ و منشأ باشد نيست . آنوقت ببينيم يك منشأ اگر عادل و حكيم باشد ممكن است به اصطلاح اين بى نظمىها صورت بگيرد يا نه ؟
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 286 | مرتضى مطهرى