زيردست در جهت اجراى عدالت و ترك بىتفاوتى .
اكنون مىگوييم ممكن است كسى بگويد : در جهان نوعى به خود واگذاشتگى و تفويض ميان عاملها ، و نوعى بىتفاوتى از طرف كارگزار اصلى هستى ديده مىشود . اقويا ضعفا را مىخورند و از طرف خداوند ، ضعفا حمايت نمىشوند . جهان ما جهان آكل و مأكول است . به قول مولوى : جمله عالم آكل و مأكول دان ( رجوع شود ) . اشكالى كه در كتاب كليات فلسفه ترجمهء آقاى دكتر مجتبوى و كتاب درسهاى تاريخ ويل دورانت ، فصل مربوط به دين و ( ظاهراً ) كتاب جهان بينى علمى راسل و ساير كتب به حكمت بالغه و رحمت عامه مىشود از همين راه است ، مىگويند : صفحهء طبيعت رنگين است ، چرا خداوند دلش نمىسوزد ؟ چرا به جهان نظام بهترى كه قوى ضعيف را پامال نكند نمىدهد ؟ چرا دادگرى نمىكند ؟ چرا جهان و عوامل جهان را به خود واگذاشته ؟ پس اصل تسخير و تدبير كجا رفت ؟ اصل « ايصال كل ممكن لغاية » كجا رفت ؟ اصل « نعم الحكم لله » ، اصل « هو احكم الحاكمين » كجا رفت ؟
عدل الهى - سؤالات
سؤالاتى كه از مؤسسهء « درسهاى اصول دين » شده است ( از 130 عدد ) :
1 . كودك شيرخواره اى از شدت درد 48 ساعت فرياد مىكشد و با رنج زياد مىميرد ، چه گناهى كرده است ؟
2 . در صورتى كه به وجود آمدن اشياء مستلزم نوعى تبعيض است ، چرا به وجود آمدند ؟
3 . سيل و زلزله كه بىگناه و باگناه را مىبرد 4 . وجود ناقص الخلقه ها 5 . تفاوت استعدادها منافى عدالت است .
6 . خدا مىدانست كه شمر گناه مىكند ، چرا او را آفريد ؟