اين است كه قبول عدالت و قبول اخلاق براى اقويا مستلزم تحمل محروميت است ، شكار به چنگ افتاده را رها كردن است ، اگر ايمان نباشد از نظر آنها يك كار احمقانه است .
مثال : قوانين از قبيل قوانين معاملاتى ، خريد و فروش ، صلح ، هبه ، وكالت ، گرو ، اجاره و مال الاجاره ، ارث ، يا قوانين مدنى از قبيل حقوق و وظايف زن و مرد نسبت به يكديگر ، قوانين مربوط به اولاد و والدين و قوانين مربوط به حكومت و رعيت ، قوانين قضايى ، جزايى .
و اما اخلاق از قبيل تقوا ، عفت ، صبر و قناعت ، استقامت ، شكر و حق شناسى و منظور داشتن و نمك شناسى ، گذشت و فداكارى ، احسان و نيكوكارى ، كرامت و شرافت ، حمايت از صلح و آزادى ، صداقت ، امانت ، وفا و صميميت .
فرقهاى اخلاق با قانون :
پايه و مبناى قانون تعيين حدود و مرزها و حقوق افراد نسبت به يكديگر است و اما پايهء اخلاق سموّ و علوّ نفس و پاكى و طهارت و صفاى آن است . خُلق به معناى بلوغ روحى انسان به حدى است كه بدون ترس از مجازات قانونى نيز مثلًا دزدى و بىعفتى نمىكند والَّا دزدى [ نكردن ] از ترس ، اخلاق نيست . قانون را مقنّنها ، مقامات صلاحيتدار دينى ( قوانين دينى ) و مقامات صلاحيتدار ملى ( قوانين ملى ) وضع مىكنند ، اما اخلاق در صلاحيت هر حكيم دانشمندى است . زبان قانون زبان امر و نهى است ، اما زبان اخلاق زبان پند و اندرز است . تخلف از قانون مجازات بردار است ، اما تخلف از اخلاق مادامى كه با قانون ارتباط پيدا نكند و در حقيقت مادامى كه با اجتماع ارتباط پيدا نكند مجازات ندارد . حتى مجازات ترك روزه نيز از جنبهء ارتباطش با اجتماع است . اخلاق فقط تشويق بردار و ملامت بردار است ، برعكس قانون كه پاداش رسمى و قانونى مىپذيرد و هم تخلف آن قابل مجازات است .
گفتيم كه ايمان پشتوانهء قانون و اخلاق است . از اينجا باتوجه به آنچه در ورقه هاى فلسفهء نماز گفتيم معلوم مىشود كه نماز كه تذكر عبوديت و مربوبيت است پشتوانهء مقررات قانونى و اخلاقى است ،
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 273
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٧٣