تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
قدرت را دارد و بس . در ورقه هاى توحيد - اول الدين معرفته بحث كرديم كه يگانه پشتوانهء اخلاق ايمان است و در اينجا بحث كرديم كه يگانه پشتوانهء قانون ايمان است . پس معلوم شد كه پشتوانهء ايندو كه به آنها « ارزش » مىدهد ايمان است ، و اما علم نه مىتواند پشتوانهء قانون باشد و نه پشتوانهء اخلاق . البته نمىتوان علم را بىاثر مطلق دانست اما اثر علم فقط اين است كه روشنايى است ، آلت است ، چراغ است . اثر چراغ فقط اين است كه خطر را به انسان نشان مىدهد . اما علم قادر نيست كه انسان را وادار كند به احترام حقوق ديگران و به عدالت و به احترام قانون ، همچنان كه قادر نيست به انسان گذشت و فداكارى بدهد . منطق قانون و هم منطق اخلاق ، يعنى اصلى كه انسان مىتواند خود را قانع كند و نفس خود را به التزام قانون و اخلاق ملزم كند ايمان است ( 1 ) . قانون و اخلاق بدون ايمان ، بى پشتوانه و بىاعتبار است . آيهء كريمهء * ( ضرب الله مثلًا كلمة طيبة . . . ) * اشاره به اين است كه تمام ميوه هاى پاك ، چه به نام قانون و چه به نام اخلاق ، فقط از اين درخت چيده مىشود و به كمك اين ريشه قابل استفاده مىشوند . عملًا مىبينيم كه گفتهء يك پيشواى دينى برابر است با هزار قانون و هزار اندرز اخلاقى . آيهء كريمهء * ( و من الناس من يعجبك قوله فى الحيوة الدنيا و يشهد الله على ما فى قلبه و هو الد الخصام . و اذا تولى . . . ) * روحيهء اين مدعيان قانون و عدالت و مدعيان اخلاق و انسانيت را كه ايمان ندارند ، ذكر مىكند . تسليم شدن به اخلاق و به عدالت مستلزم محروميت است : سرّ اينكه نياز به اين پشتوانه هست هم در قانون و هم در اخلاق ،
هامش
( 1 ) مولى به مالك مىنويسد : * ( . . . فاعطهم من عفوك و صفحك مثل الذى تحب ان يعطيك الله من عفوه و صفحه ، فانك فوقهم و والى الامر عليك فوقك وا لله فوق من ولَّاك . . . و اذا احدث لك ما انت فيه من سلطانك ابهة او مخيلة فانظر الى عظم ملك الله فوقك و قدرته منك على ما لاتقدر عليه من نفسك ، فان ذلك يطامن اليك من طماحك و يكف عنك من غربك و يفئ اليك ) * بما عزب عنك من عقلك .