اين بود كه مجرى واقعى قرآن را پيدا كنند ، لهذا گرد افراد و اشخاص ذى صلاحيت مىگشتند .
از اين بالاتر اينكه نهضتهاى ضد اسلامى كه در ميان اين ملل پيدا مىشد ، خود مردم نجيب اين ملل بيش از ديگران در قلع و قمع آنها كوشش مىكردند ، مثل فتنهء المقنّع و بابك خرّم دين و امثال اينها .
اينها حكايت مىكند از نفوذ عميق دين اسلام .
فردوسى از زبان رستم فرخزاد مىگويد :
ز شير شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جايى رسيده است كار
كه تاج كيانى كند آرزو
تفو بر تواى چرخ گردون ، تفو
اشتباه اينها همين است كه خيال مىكردند عرب از شير شتر و سوسمار به آنجا رسيده و خيال مىكردند هدفش تاج و تخت است ، در صورتى كه هزارها سال بود كه شير شتر و سوسمار مىخورد و روز به روز بدبختتر مىشد . او نمىداند كه عرب امروز تعليمات جديدى دارد ، فكرش عوض شده ، منطقش تغيير كرده است ، از سفرهء قرآن و رسول اكرم شير خورده و غير از عرب ديروز است . او كى در گذشته قائم الليل و صائم النهار شمشير مىزد ؟ او كى فكرش به آنجا رسيد كه زهرة بن عبدا لله در جواب رستم فرخزاد كه پرسيد : از دين خودت چيزى بگو ، او اول شهادتين را عرضه داشت و سپس گفت :
آزادى ( و اخراج العباد من عبادة العباد الى عبادة الله ) و بعد گفت :
مساوات ( الناس بنو آدم و حوا ، اخوة لاب وام ) و ربعى بن عامر در جواب رستم كه گفت : چرا آمدهايد ، گفت :
الله جاء بنا و بعثنا لنخرج من يشاء من عباده من ضيق الدنيا الى سعتها و من جور الاديان الى عدل الاسلام .
تاريخ نشان مىدهد كه مسلمانان صدر اول آنقدر نجيبانه با ملل