تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
علمى و فكرى عصر حاضر نرسيده بود قدرت پرده پوشى و ظاهرسازىاش به قدر حالا نبود ، جنايت را بىپرده و بدون مجوزتراشى و فقط به اتكاء و استناد به زور يعنى صريح و بىپرده مىكرد . حجاج بن يوسف مىگفت : ايهاالناس ! منم ديكتاتور ، اگر كسى سرپيچى كند با اين شمشير سرش را از تنش بر مىدارم . نفاق در عصر [ حاضر ] : مغول كه حمله مىكرد براى خود مجوز قانونى نمىتراشيد ، اسكندر همينطور به نام استعمار و اينكه شما را مىخواهيم آدم كنيم و به نام بيمارستان و مؤسسات خيريه و مبارزه با جهل و مبارزه با بيماريها و مبارزه با فقر و با شكل قانون و اينكه قانون حكم كرده است ، مصلحت حزبى ايجاب مىكند ، كار خود را انجام نمىداد ، جوفروشى و گندم نمايى نمىكرد ، روپوش طلايى بلد نبود بكشد ، صريح و عريان كار مىكرد ، نمىتوانست خود را در پشت بهانهء قانونى مخفى كند ، در ويتنام آتش به پا كند و بگويد تصميم آمريكا در دفاع از آزادى راسخ است ، به نام حمايت از كارگر و دهقان و خلق توده اى جنايت نمىكرد . امروز تمام آن مظالم انجام مىگيرد ولى تحت عنوان آزادى و حمايت از حقوق بشر . پس مظالم امروز از قديم اگر بيشتر نباشد كمتر نيست . آيا نقص كار نبودن قانون است يا عدم حسن اجرا و نبودن ايمان به عدالت ؟ : سؤال دوم : آيا نقص كار بشر اين است كه قانون به قدر كافى وجود ندارد يا قوانين موضوعه ظالمانه وضع شده است ؟ بدون شك قوانين ظالمانه كه افراد را در شرايط نامساوى قرار دهد خود يكى از موانع است اما صدى بيست مظالم مربوط به قوانين است ، صدى هشتاد مربوط به اين است كه ايمان به عدالت و احترام به حقوق در كار نيست . لهذا در دنيا رژيمهاى مختلفى در كار است و قوانين همهء آنها اگر صد درصد به كار بسته شود سعادت نسبى براى عامهء مردم ايجاد مىكند ، ولى قوانين و مقررات نتوانسته است سعادت بياورد . در