عدالت مفهوم دارد ، زيرا ظلم مفهوم دارد . مورد ظلم اختصاص به انسان ندارد ، نسبت به يك حيوان نيز مىتوان عادل بود يا ظالم ، و اين از آن روست كه حيوان و همچنين انسان قبل از مرحلهء زندگى اجتماعى حقوقى دارد . پس عدالت ، قطع نظر از اجتماع ، عبارت است از اعطاى حق به ذى حق يا عدم تجاوز به حق ذى حق ( 1 ) اما عدالت اجتماعى . بدون شك عدالت اجتماعى نمىتواند مفهومى مغاير با عدالت فردى داشته باشد . چيزى كه هست بايد به اين حساب رسيد كه پس از آنكه انسان الزاماً بايد زندگى اجتماعى داشته باشد ، به چه نحو بايد عمل كند كه عدالت برقرار باشد ، يعنى حقوق همه محفوظ بماند ؟ و آيا عدالت اجتماعى هميشه نسبى است ، يعنى همواره در زندگى اجتماعى حقوق واقعى افرادى پايمال مىشود و قانون عادلانه آن است كه نسبت به ساير [ قوانين ] رعايت حقوق افراد بيشترى شده است و ظلم كمترى صورت گرفته است ؟
آيا عدالت اجتماعى عبارت است از مساوات و يا توازن و يا مصالح اجتماع ؟ در ورقه هاى عدالت اجتماعى در اسلام و ورقه ها و يادداشتهاى اقتصادى و يادداشتهاى حق و حكم و مخصوصاً در ورقه هاى عدالت اجتماعى در اسلام در اين باره خوب بحث شده است .
مقايسهء عصر حاضر با اعصار پيشين از نظر اجراى عدالت :
اما اينكه ضامن اجراى عدالت چيست ؟
اين سؤال را اول بايد طرح كرد : اگر مقايسه به عمل آوريم ، آيا در عصر ما مظالم و بىعدالتى و اجحاف و خوردن قوى ضعيف را بيشتر است يا در اعصار گذشته ؟ گمان نمىكنم در اعصار گذشته از حالا بيشتر بوده است ( 2 ) . در اعصار گذشته بشر چون هنوز به ترقيات
هامش
( 1 ) ما در سخنرانيهاى حج گفتهايم كه همهء حقوق برمىگردد به تكامل . گفتهايم حقى به نام حق حيات وجود ندارد ، آنچه وجود دارد حق تكامل است . رنج دادن حيوان از آن جهت نارواست كه ضد تكامل است و ذبح از آن جهت رواست كه ضد تكامل نيست .
( 2 ) در اطلاعات مورخهء 25 / 2 / 46 ، صفحهء آخر ( بريده شد - مراجعه شود ) خلاصه اى از سخنرانى ژوزوئه دوكاسترو نويسندهء كتاب انسان گرسنه در مؤسسهء تحقيقات اجتماعى تهران را نقل كرده بود . او گفته بود : در حالى كه جهان در علم و صنعت پيشرفت كرده است ، سياست جهان دوران توحش را مىگذراند . . .