است :
لمّا خلق الله العقل قال له : اقبل ، فاقبل و قال له : ادبر ، فادبر فقال : ما خلقت خلقاً احسن منك ، بك اثيب و بك اعاقب . . .
انسان است كه خدا درباره اش مىفرمايد :
انا عرضنا الامانة على السموات و الارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه كان ظلوماً جهولًا .
انسان است كه افرادش مقام معلوم ندارند ، مانند زنبور عسل نيست كه افراد به حكم غريزه وظيفه را انجام دهند و به حقوق يكديگر تجاوز نكنند و ديگر اينكه قادر نباشند كه تغيير مقام دهند و ارتقاء درجه پيدا كنند . افراد انسانها در اجتماع از قبيل اعضاى يك پيكر نيستند كه هركدام فقط قادر به وظيفهء خاص باشد و بس .
ارزش و ضرورت عدالت :
اما اينكه چرا حتماً بايد قانون زندگى بشر عادلانه باشد ؟ ! اولًا از اين نظر كه عدالت مطابق فطرت و عقل سليم است يعنى وجدان هر انسانى - ولو آنكه عملًا خودش تحت تأثير مطامع ، ظالم باشد - عدالت را خوب و ظلم را بد مىداند . ظلم سبب رنج است هم بر مظلوم و هم بر ظالم . بر مظلوم كه واضح است ، بر ظالم از آن جهت كه بالاخره وجدان انسانى دارد و از اينكه بر خلاف مسير تكاملى حيات قدم برمىدارد رنج مىبرد . خلبان هيروشيما الآن در تيمارستان است . پس چيزى كه براى دو طرف دردآور و شقاوتآور است ، محكوم است ( 1 ) . ثانياً ظلم سبب ويرانى اجتماع مىگردد .
هامش
( 1 ) همان طورى كه در ورقهء ظلم و مجازات خدايى گفتهايم اثر ظلم به همين جا ختم نمىشود كه عذاب وجدان است ، بلكه منجر به بيماريهاى روانى و عصبى مىشود . نادر و خلبان هيروشيما آخر كار ديوانه شدند . بسر بن ارطاة نيز ديوانه شد .
بسيارى از قتلهء كربلا آخر كار شبه جنون پيدا كرده بودند . و از همين نظر اثر ظلم بر ظالم بيشتر است از مظلوم . بارى كه ظالم از ظلم به دوش مىكشد خيلى سنگينتر است از بارى كه مظلوم از ظلم مىكشد . قرآن كريم مىفرمايد : * ( و قد خاب من حمل ظلماً . ) * سعدى مىگويد : دوران بقا چو باد صحرا بگذشت . . .