چيست ؟ چرا ساير جاندارها ( 1 ) به چنين چيزى احتياج ندارند ؟ نه تنها قادر به انجام آن نيستند ، بلكه احتياج ندارند به قانون وضعى .
2 . لزوم و ضرورت اينكه آن قانون حتماً بايد عادلانه باشد نه ظالمانه ، و دليل اين مطلب .
3 . اينكه قانون عادلانه را كى بايد وضع كند ، در صلاحيت كى است ؟ و عملًا چه كسى يا چه كسانى طرفدار قانون عادلانه هستند ؟
4 . اينكه معنى عدالت چيست و قانون عادلانه كدام قانون است ؟
آيا عدالت حقيقت دارد و قانونى در واقع و نفس الامر هست كه بايد آن را تحقيق كرد و به دست آورد يا عدالت يك مفهوم نسبى است ، براى هركسى قانون عادلانه آن قانونى است كه منافع او را تأمين كند ؟
و اگر واقعيتى دارد مستقل از منافع افراد ، آن را چگونه تعريف كنيم ؟
آيا قانون عادلانه يعنى قانونى كه همهء مردم را مجبور كند الزاماً در يك سطح زندگى كنند و تفاوت طبقاتى را به كلى محو كند ؟ يا قانونى است كه شرايط يك مسابقه و حركت تكاملى عملى را به طور متساوى براى همه فراهم كند و همهء افراد را در شرايط مساوى از لحاظ امكان پيشرفت قرار دهد و همه را يكسان مكلف بشناسد و همه را يكسان مستحق پاداش و كيفر بشناسد و تنها تفاوتهايى را ملاك فضيلت و تقدم قرار دهد كه با عمل و علم و تقوا بستگى دارد ، يعنى امورى مبناى تفاوت و تقدم قرار گيرد كه بشريت بايد به سوى آنها سوق داده شود و هدف بشريت است ، منظور كلاس اجتماع پيشرفت در آنهاست يعنى علم ، كار ، تقوا . يعنى حقيقت عدالت مساوات است اما به معنى رعايت مساوات ( 2 ) در ايجاد امكانات و به معنى به همه به يك چشم نگاه كردن از اين نظر يعنى از نظر ايجاد امكانات ( 3 ) و به معنى رعايت مساوات در شرايط مساوى ( نه
هامش
( 1 ) البته مقصود جاندارهاى اجتماعى از قبيل زنبور عسل و موريانه است و الَّا بر زندگى حيوانها قانون جنگل يعنى خوردن قوى ضعيف را ، حكومت مىكند .
( 2 ) در مقالات « زن روز » تحت عنوان « زن در حقوق اسلامى » شماره . . . گفتيم همهء افراد بشر در حقوق طبيعى بايد مساوى باشند نه در حقوق اكتسابى - رجوع شود .
( 3 ) به عبارت ديگر افراد به منزلهء ماده هستند و اجتماع شكلى است كه به اين مواد داده مىشود . تفاوتهاى فردى و مادى بايد محفوظ بماند ولى شكل بايد براى همه على السويه باشد .