منطق اسلام و منطق فلسفهء قديم براى اثبات مالكيت اشتراكى همين است كه گفتيم و جوابش هم همان بود كه گفته شد . البته سوسياليستهايى كه به اصطلاح خودشان سوسياليسم خود را علمى مىدانند يعنى ماركس و انگلس و پيروان آنها و به جبر تاريخ متوسل و متمسك مىشوند ، منطق ديگرى دارند ( 1 ) 14 . از آنچه دربارهء اقدامات اسلام در تأمين عدالت اجتماعى گفته شد ، معلوم شد كه اقدامات اسلام در اين زمينه در دو قسمت است . يكى در قسمت قانونى و ايجاد امكانات مساوى قانونى براى همه ، زيرا اسلام مالكيت ، آزادى ، حق اشغال مقامات قضايى و حكومتى و نظامى و دينى و حق تعليم و تعلم و كسب هنر و صنعت و انتخاب شغل و حرفه را براى همه على السويه قرار داده است و مانند اجتماعات اريستوكراسى تبعيض و تفاوتى از اين نظر قائل نشده است . كار و انجام وظيفهء خدمت به اجتماع را هم بدون استثنا بر همه لازم و واجب شمرده است . كار فقط وظيفهء فقير و براى رفع نيازمندى مادى نيست ، يك وظيفهء اجتماعى و انسانى است . پس تكليف شامل همه على السويه است ، چه تكاليف عبادى و چه غير عبادى ، و همچنين در مجازات نيز فرقى و تفاوتى قائل نشده است . پس اسلام ، هم از لحاظ حقوق براى همه امكانات مساوى قائل شده است و هم از لحاظ تكاليف همه را متساوياً مكلف كرده است و هم از لحاظ مجازات همه را در يك صف قرار داده است .
و اما از لحاظ اجرا كافى است كه زمانى را كه رسول خدا متصدى امور بود و همچنين زمان خلافت على عليه السلام را و بلكه زمان ابوبكر و عمر بن الخطاب و عمر بن عبدالعزيز را در نظر بگيريم و قضايا و حوادثى كه در اين زمانها پيدا شده ، در نظر بگيريم . خواهيم ديد كه اسلام تا چه اندازه عدالت اجتماعى را اجرا كرده است و نمونه هايى در نمره هاى 5 و 6 ذكر كرديم .
اصل امر به معروف و نهى از منكر :
15 . اسلام براى برقرارى عدالت اجتماعى علاوه بر ايمان ، از دو
هامش
( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى اسلام و سرمايه دارى و سوسياليسم .