ميان بردهايم و اين به عقيدهء من جنايت بزرگى است بر بشريت .
سوسياليستها نام تعاونهاى عاطفى اسلامى را سياست استرحامى و صدقه سرى گذاشتهاند و مدعى هستند كه ضمانت اجرايى ندارد . ولى آنها توجه ندارند كه اولًا اسلام آن اندازه كه لازم است از نظر عدالت اقدامات وسيع كرده است و ضمانت اجرايى هم دارد ، و اما اين قسمت ما فوق عدالت است و ضمانت اجرايى آن را منتفى مىكند .
عقيدهء غزالى كه در باب . . . نقل كرديم از تفسير طنطاوى اين است كه روح اسلام اين است كه زندگى اجتماعى باشد اما اختيارى نه اجبارى . در حديث است كه امام صادق فرمود : ايمان حقيقى آنوقت است كه مؤمنين دست به جيب يكديگر مثل جيب خودشان بكنند و طرف احساس ناراحتى نكند . اگر قانون اجباراً محصول كار همه را براى همه تقسيم كند ، ديگر عاطفه و تعاون عاطفى و فداكارى معنى ندارد ، همان طورى كه فداكارى سربازى آنگاه سربازى و فداكارى [ محسوب ] مىشود كه سرباز از روى شور و احساسات و ميل به خدمت به همنوعان سربازى و فداكارى كند ، اما سربازى كه فى المثل او را در صف جلو فرستادهاند ولى پشت سرش توپخانه و مسلسل هست كه به محض اينكه دستور فرمانده را تخلف كند همان جا به مسلسل بسته مىشود و كشته شدن خود را در بازگشتن ، قطعى و در حمله و پايدارى احتمالى مىداند و قهراً پايدارى مىكند ، اين عمل را نمىتوان سربازى و فداكارى ناميد . لهذا خيلى تفاوت است ميان اصحاب طارق بن زياد كه فرمانده يعنى خود طارق كشتيها و آذوقه هاى آنها را سوخت و آنها بالاجبار كوشيدند تا فاتح شدند و ميان اصحاب امام حسين كه شب عاشورا به آنها اطمينان داد از ناحيهء دشمن تأميناند ، از ناحيهء خودش هم بيعت را از آنها برداشته است ، با اطمينان به اينكه فردا صد درصد كشته مىشوند . بلكه تفاوت ميان اينها از زمين تا آسمان است . سرباز حقيقى و فداكار ، اينها بودند . اين بود كه خود حضرت فرمود : من مثل اينها سراغ ندارم .
به هر حال بهترين دليل سوسياليستها و نزديكترين منطق آنها به
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٥٨