صرف اينكه از زمان حاضر شروع بكند . اينكه خودش دربارهء افضليت عدل از جود فرمود كه عدل افضل است * ( « لانه سائس عام » ( 1 ) ، عدل اجتماعى منظور بود نه عدل شخصى و فردى .
بحث ماهوى دربارهء عدالت :
60 . بحث در باب عدالت به طور كلى در سه قسمت است : يكى معنى و مفهوم عدالت و اينكه عدالت چيست ، عدالت اجتماعى چيست ، عدالت روحى فردى چيست و حتى عدالت بدنى و مزاجى كه در همه مركبات هست چيست ؟ به اصطلاح بحث ماهوى مىكنيم و مطلب ماهو را بيان مىكنيم ، و چون عدالت عبارت است از « اعطاء كل ذى حق حقه » در همين جا بحث حق پيش مىآيد كه حق چيست و حقوق از كجا انتزاع مىشود ؟ آيا خود حق قراردادى است يا طبيعى ؟ و آيا در اسلام حق صرفاً قراردادى است ( نظير حقيقت از نظر سوفسطاييان ) يا طبيعى است ( نظير حقيقت در نظر فلاسفهء واقع بين ) ؟ .
علل و مقدمات عدالت :
بحث دوم دربارهء علل و موجبات عدل است كه موقوف است به سه چيز : يكى ، بودن قوانين و مقررات عادلانه و ديگرى اجرا و تنفيذ آنها على السواء ، يكى شعور مردم به حقوق خود كه : * ( لايدرك الحق الَّا بالجد ) * .
انواع عدل :
بحث سوم در انواع عدل است كه عدل تنها نفى امتيازات نژادى و طبقاتى نيست ، در موضوع ثروت هم هست .
آثار عدل :
بحث چهارم در آثار عدل است كه اگر باشد سعادت و آرامش و اتحاد و پيشرفت اجتماعى و سلامت روانى عمومى پيدا مىشود و اگر بهم خورد در عوض عقده ها و جنايات اخلاقى و آشفتگيهاى زياد پيدا مىشود و برشمردن آنها .
ضمناً بايد دانست حق ثابت است و قابل تغيير و تبديل نيست ، مثل دَيْن است كه اعم از اينكه مديون بدهد يا ندهد او ثابت است . لهذا مولى فرمود : * ( و الحق القديم لايبطله شىء ) * .
عدالت مرحلهء اجرايى حق است :
اما عدل اعطا و رساندن حق
هامش
( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى اصل عدالت در اسلام نمرهء 3 ، 10 و 13 .