عدل حق است ، و بايد ديد مبناى حق چيست و از كجا پيدا شده ( 1 ) .
و اما آثار عدل اين است كه ببينيم در تمام موجودات اگر عدل نباشد مىتواند قائم به ذات باشد يا نبودن عدل موجب انهدام است :
* ( بالعدل ) * ( 2 ) * ( قامت السموات و الارض ، و الملك يبقى مع الكفر و لايبقى مع الظلم ) * و آيهء : * ( ما كان ربك ليهلك القرى بظلم و اهلها مصلحون ) * ، و آيهء : * ( و لاتركنوا الى الذين ظلموا فتمسكم النار ) * ( اواخر سورهء هود ) . رجوع شود به تفسير المنار و طنطاوى ، همين آيه .
66 . رجوع شود به بحثهاى مربوط به حق و حكم كه در مدرسهء مروى تدريس شد راجع به حقوق فطرى و مبناى آن و راجع به اينكه تعريف عدالت چيست ، آيا عبارت است از رعايت مساوات يا عبارت است از رعايت توازن و تعادل يا عبارت است از اعطاء كل ذى حق حقه ؟ و ترجيح آخرى و ايرادهايى كه بر دوتاى اولى وارد است .
راجع به تعريف عدل كه آيا عبارت است از تساوى كامل يا رعايت توازن يا اعطاء كل ذى حق حقه ، رجوع شود به يادداشتهاى « مباحثهء حق و حكم » در مدرسهء مروى و رجوع شود به قصة الفلسفة اليونانيه صفحهء 210 ، نظريهء افلاطون در باب عدل كه با تعريف دوم سازگار است .
ايضاً رجوع شود به صفحهء 104 همان كتاب ، نظر سوفسطاييان دربارهء عدل .
هامش
( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى حقوق از نظر اسلام .
( 2 ) در تفسير صافى در ذيل آيهء كريمهء * ( و السماء رفعها و وضع الميزان ) * مىگويد : اى بالعدل . . . كما قال صلى الله عليه و آله : * ( بالعدل قامت السموات و الارض . ) * ايضاً در وافى در باب امر به معروف ( ظاهراً ) اين حديث را بدون سند نقل مىكند . ايضاً راغب در مادهء عدل به صورت روايت نقل مىكند .