كردند نمىگويند . قانون عادلانه ، هم بايد خوب وضع و تفسير و توضيح شود و هم بايد خوب اجرا و تنفيذ شود خلفا بد اجرا و تنفيذ كردند . مثلًا عمر كارهايى و عثمان كارها و معاويه كارهايى كرد .
معاويه بين موالى و غير موالى فرق گذاشت و علما بد تفسير كردند .
مثلًا همين اصل عدالت را ببينيد چه چيزى بر سرش آوردند اهل سنت يعنى اشاعره كه روح آنها در ساير فرق اسلامى هم نفوذ كرد .
معتزله از بين رفتند و شيعه هم باب علم كلامش از تقريباً هفتصد هشتصد سال پيش بسته شد .
53 . دفتر 86 ، نمرهء 76 : دفاع از ظلم ، انتقام به وسيلهء شعر : * ( الَّا الذين امنوا و عملوا الصالحات و ذكروا الله كثيراً و انتصروا من بعد ما ظلموا . ) * رجوع شود به كافى جلد 2 ، صفحه . . . باب حق الجوار .
54 . راجع به آشفتگيهاى روحى و بهم خوردن تعادل اخلاقى ، رجوع شود به دفتر 86 ، نمرهء 97 .
55 . راجع به القاب ، رجوع شود به دفتر 86 ، نمرهء 112 ، داستان ديو و سليمان مثنوى و داستان قف يا ابا الحسن ، و رجوع به نمرهء 10 .
56 . معتزله خود را اهل العدل و التوحيد و اشاعره اهل الجبر و التشبيه مىدانستند ، و شيعه اينقدر در عدل و توحيد متوغَّل شد كه گفته شد : العدل و التوحيد علويان و الجبر و التشبيه امويان . وقتى كه در شيعه حديثى مثل حديث امام كاظم هست مبنى بر اينكه خداوند دو حجت دارد : حجت باطن و حجت ظاهر ، چگونه ممكن است اهل عدل و توحيد نباشند ؟ آثارى كه از شيعه دربارهء عقل و حكومت عقل هست افتخار بزرگى است براى شيعه . متأسفانه در اثر حكومت اشعرى حكومت عقل ضعيف شده .
نبايد تصور كرد كه حكومت اشعرى و تسنن چه ربطى به عالم تشيع دارد . بايد دانست كه اين گونه حوادث كه در جهان پيدا مىشود
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 212
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢١٢