تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
و مسير افكار را در ناحيه اى عوض مىكند ، نمىتواند در جاهاى ديگر بىاثر باشد . حتماً شيعه نيز تحت تأثير اين افكار بوده‌اند ، نظير تصوف كه هميشه مخالفينى داشته ولى همان مخالفين تدريجاً ، هم تحت تأثير افكار نغز و لطيف تصوف قرار گرفته‌اند و هم اينكه جنبه هاى منفى و مضر تصوف در آنها و روحيهء آنها تأثير داشته در عين اينكه به هرحال به صوفيه فحش مىداده‌اند . 57 . عطف به نمرهء 1 ، 5 و 51 : در آثار عدم عدالت كه بحث مىكنيم يك وقت بحث مىكنيم از آثار سوء نظام اجتماعى ناسالم و مقررات و قوانين غير عادلانه مبنى بر تبعيضات و امتيازها . اينها بدون اينكه طرف بفهمد علت چيست منشأ عقده ها و كينه ها و نارضايتىها مىشود ، منتها به صورت عدم رضايت از روزگار و از بخت بد و شانس در مىآيد و به هر حال شخص را از لحاظ روحيه ناسالم بار مىآورد . يك وقت بحث مىكنيم از عدم اجراى قانون به طور عادلانه كه مظهرش دادگسترى و دارايى و شهردارى و فرهنگ و غيره است ، مثل اينكه در قضاوت يا امتحانات دانشگاه يا انتخاب استاد يا گرفتن ماليات و يا تنظيف شهر و خيابان و غيره رعايت عدالت نشود . يك وقت هم از نظر تعدى بعضى افراد بر بعضى مثل تعدى مرد بر زن و مالك بر رعيت و غيره صحبت مىكنيم . 58 . مولى يك شكل كارش اين بود كه عطف بماسبق مىكرد و همين جهت دولتش را دولتى انقلابى كرده بود . گفت : * ( لو وجدته قد تزوج به النساء . . . ) * ايضاً گفت ( 1 ) : « * ( دعونى و التمسوا غيرى . . . ) * » ابن ابى الحديد جلد 2 ، صفحهء 273 نقل مىكند كه وليد بن عقبة بن ابى سبط به نمايندگى از طرف عده اى پيغام آورد كه به شرطى با تو بيعت مىكنيم كه عطف بماسبق نكنى . از همان صفحه فهميده مىشود كه موضوع خون عثمان بهانه بود - رجوع شود .
هامش
( 1 ) بالاشاره ، و همين اشاره را فهميدند چنان كه ابن ابى الحديد مىگويد ( ص 272 ) .