تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
زندگى با حوادث و شخصيتهايى روبرو نشده باشد كه او را مرعوب نكرده باشد ؟ چقدر اتفاق مىافتد كه انسان در اثر اينكه مرعوب ديگرى مىشود ، چيزى را كه مىخواهد بگويد از ياد مىبرد و چيزى را كه نمىخواهد بگويد بىاختيار مىگويد . * ( الله اكبر ) * يعنى خدا بزرگتر است ، ديگر هيچ عظمتى و ابّهتى انسان را مرعوب و مقهور نمىكند . عبادت در هر سه جبهه به انسان نيرو مىدهد : عبادات به انسان آرامش روحى مىدهند و اضطراب را مىگيرند ، بعلاوه در مبارزه با طبيعت و با انسانها نيز به شخص قوّت و نيرو مىدهند يعنى در هر سه جبهه اى كه خواه ناخواه انسان بايد بجنگد : جبههء طبيعت ، جبههء انسانها ، جبههء نفس امّاره به شخص نيرو مىدهند . 8 . چقدر بورقيبه اشتباه كرد كه گفت : كارگرها چون كار مىكنند روزه نگيرند . فكر نكرد كه همين روزه به آنها نيرو مىدهد . او هم خيال كرده است كه نماز فقط جنبهء اخروى و روحى دارد و بس . اين اشتباه عيناً نظير اشتباه عمر بود كه گفت « حى على خيرالعمل » را از اذان برداريد - رجوع شود به ورقه هاى فلسفهء نماز . اسلام به عبادات براى اينكه خصلت تربيتى پيدا كند شكل داده است : 9 . عبادات از نظر تربيت . عمده اين است كه اسلام در عبادات تنها به روح آنها كه تذكر است و خاصيت مهم آن قناعت نكرده است ، بلكه از نظر تربيتى به عبادات شكل داده است . در عبادات نيت ، طهارت و نظافت ، احترام به حقوق ، وقت شناسى ، جهت شناسى ، تصورات عالى ، ضبط نفس در مقابل احساسات و غرايز ، اعلام صلح و سلام با صالحان و پاكان ، همكارى و همدلى و استعانت و عبادت دسته جمعى ، اجتماع عملى در جماعات ، در حج و غيره قرار داده است . جنبهء تربيتى در شكل و صورت نماز : 10 . اگر از ما بپرسند : آيا روح عبادات متذكر شدن قلب و حضور آن به طورى كه تدريجاً حضور و تذكر ملكه شده باشد ، هست يا نيست ؟ و آيا اينطور است كه نماز هر اندازه كه مقرون به حضور قلب باشد ، زنده و جاندار و مقبول است و الَّا نه ؟ و آيا نوافل براى