تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
ابزار شنيدن ، بدون چشم نمىتوان ديد و بدون گوش نمىتوان شنيد ، و اينها آلت اعدادى روح و نفس به شمار مىروند و صورت مرئيه حقيقتى است كه از مبدعات نفس است ، همينطور است اراده و حالت رضا و غضب و حافظه و محبت و غيره ، يعنى هركدام از اين حالات ابزار و آلتى در مغز و اعصاب دارند كه بدون آن آلات چنين حالات و تجليات روحى به ظهور نمىرسد و اثر داروهاى جسمى اين است كه اين آلات را تقويت يا تضعيف مىكند ، ولى لازمهء اين مقدار ارتباط اين نيست كه حالات روحى معلول كيفيات تركيبات مادى باشد و با تغيير آن كيفيات بتوان آن حالات را به كلى عوض كرد . مثلًا شايد بتوان كارى كرد كه كسى به واسطهء خراب شدن ابزارى كه در مغز هست به كلى از هيچ چيزى غصه نخورد يا شادى نكند و يا اراده نكند و يا حافظهء خود را از دست بدهد ، زيرا اساس اين فرض كه غصه يا شادى معلول يك اختلال جسمى است يا معلول تركيب خاصى است و با كم كردن يا زياد كردن مادهء بخصوصى در بدن مىتوان آنها را از بين برد يا زياد كرد متصور نيست . نمىتوان گفت كه ؟ يكى از آنها نتيجهء تعادل و سلامت بدن است و ديگرى نيست ، زيرا در هر دو حال سلامت و بيمارى هم شادى مىكند و هم غصه مىخورد ، و نمىتوان ادعا كرد كه هركدام از اينها نتيجهء وجود يك مادهء خاص است در بدن ، زيرا هركدام از اينها نتيجهء علم و اطلاع خاص است كه مناسب يا نامناسب [ با ] خواسته هاى ماست . به هر حال هرچه علم تاكنون پيش رفته در عين اينكه بعضى ارتباطات كشف كرده است ( و اصل ارتباط ، لازم و اجتناب ناپذير است ) به آنجا رسيده است كه دو حساب جداگانه در كار است . بيماريهاى روحى - همانطور كه در ورقه هاى روح و بيماريهاى روحى گفته شده است - ناشى از اختلالاتى است در احساسات و ادراكات بدون آنكه ضرورتى باشد كه اختلالى در بدن مثلًا در اعصاب يا خون پيدا شده باشد . پس عجالتاً جواب سؤال گذشته منفى است .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 181 | مرتضى مطهرى