عبادت ، هماهنگى با قافلهء هستى :
و گذشته از اينكه نماز و عبادات هماهنگى فطرى با موجودات و مخلوقات است زيرا همه همواره در تسبيح و تحميدند و به قول فارابى : « صلَّت السماء بدورانها و الارض برججانها و الماء بسيلانه و المطر بهطلانه » گذشته از همهء اينها ، عبادات از نظر اسلام عماد و عمود ساير تعليمات است .
ارزش ذاتى و ارزش ضمانى عبادات :
ارزش ذاتى عبادات به جاى خود ، ارزش ضمانى براى ساير تعليمات دارد . عبادات جزء برنامهء تربيتى اسلام است ( 1 ) و همچنان كه در ورقه هاى نماز گفتهايم علت اينكه نماز عمود دين خوانده شده است ارزش تضمينى نماز است .
سرّ اينكه هم اخلاق و هم قانون به پشتوانهء عبادت محتاجند :
نماز هم پشتوانهء اخلاق است و هم پشتوانهء قانون ، هم اخلاق احتياج به پشتوانه دارد و هم قانون ، و عبادات تنها موضوع صلاحيتدار براى پشتوانه واقع شدن مىباشند . اما اينكه اخلاق احتياج به پشتوانه دارد براى اينكه محور اصلى اخلاق از خودى خارج شدن است و تنها ايمان به خداست كه مىتواند انسان را از خودى خارج كند ، بدون آنكه گرفتار خودى ديگر بكند و عبادت پشتوانهء ايمان است . و اما اينكه قانون و عدالت احتياج [ به پشتوانه ] دارد براى اينكه از قانون عادلانه مهمتر اجراى عدالت است . اجراى عدالت مستلزم تحمل محروميت است . اخلاق و قانون عادلانه اگر متكى به خدا باشد بر وجدان مىتواند حكومت كند و الَّا نه ، و از طرفى عبادات براى تذكر خدا و غفلت نكردن از بندگى است .
2 . تحقير عبادات به هر نحو اشتباه است . سعدى اشتباه و مبالغه كرد آنجا كه گفت : عبادت به جز خدمت خلق نيست .
3 . بزرگترين اشتباه جهان امروز جدا كردن عبادت از ساير شئون زندگى است . اسلام به واسطهء همين عدم تفكيك توانست ضمانت اجرايى براى اخلاق و قانون درست كند و كارى كند كه مجرم به پاى خود با اصرار فوق العاده براى مجازات حاضر شود و پس از آنكه مثلًا مرتكب زنا يا قتل يا سرقت شده بيايد و تقاضاى اجراى
هامش
( 1 ) عبادت ، تمرين تسليم در برابر قانون و در برابر امر خداست .