اينكه عبادات مربوط به آخرت است و ساير مقررات مربوط به دنيا و يا به علت اينكه عبادات مربوط به روح است و ساير مقررات مربوط به جسم ، و آخرت بر دنيا و روح بر جسم تقدم و شرف دارد و از اين جهت عبادات در اسلام در درجهء اول قرار گرفته است . ولى اين تصور اشتباه است . درست است كه آخرت چون ابدى است بر دنيا ، و روح چون غير مادى است و درجهء راقىتر از وجود است بر جسم تقدم دارد و اگر فرضاً در موردى تعارض پيدا شود جانب آخرت بر دنيا و جانب روح بر جسم مقدم است ولى علت مهمتر بودن عبادات اين جهت نيست ، چون واقعاً سعادت آخرت و دنيا و همچنين سعادت واقعى روح و جسم از يكديگر منفك نيستند . ما مكرر يادآور شدهايم كه از نظر اسلام اينچنين نيست كه هر انسان مكلف است ميان يكى از سعادت دنيا و شقاوت آخرت و ميان سعادت آخرت و شقاوت دنيا يكى را انتخاب كند ، يعنى از دو سعادت يكى و از دو شقاوت يكى را انتخاب كند . گناهان و امور ممنوعهء دنيا از آن جهت ممنوع نشدهاند كه خوشبختى دنيايى مىآورند ، بلكه از آن جهت ممنوع شدهاند كه در همين دنيا مفسده اى داشته و بدبختى مىآورند . پس علت اهميت عبادات چيز ديگر است .
علت اين است كه گذشته از اينكه عبادات از نظر بنده وسيلهء اتصال و ارتباط قلب بنده باخداست ، به قول شهيد : « الصلاة باب الذكر و الذكر باب الكشف و الكشف باب الفوز الاكبر » و به قول بوعلى :
و العبادة عند العارف رياضة ما لهممه و قوى نفسه المتوهمة و المتخيلة ليجرها بالتعويد عن جناب الغرور الى جناب الحق فتصير مسئلمة للسر الباطن حين ما يستجلى الحق لاتنازعه فيخلص السر الى الشروق الساطع و يصير ذلك ملكة مستقرة كلما شاء السر اطلع الى نور الحق غير مزاحم من الهمم بل مع تشييع منها له فيكون بكليته منخرطاً فى سلك القدس .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 175
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٧٥