مناجات و حلاوت ذكر و انس چيزى نمىفهمد . مطلب را در سطح پايينتر ، در سطحى كه عبادتْ خود فى حدذاته مطلوب نيست مورد بحث قرار مىدهيم ببينيم آيا عبادت اگر فرضاً هدف خوب و مسرت بخشى براى بشر نيست ، وسيلهء خوب و مفيدى براى زندگى فردى و اجتماعى بشر هست يا نيست ؟
اول زندگى اجتماعى بشر را مورد توجه قرار مىدهيم .
17 . مطلب را از يك نظر مىتوان از اينجا شروع كرد كه چرا اسلام عبادات را سرلوحهء تعليمات و برنامهء تربيتى خود قرار داده است ؟ معنى اين سؤال اين است كه اولًا عبادات جزء برنامهء تربيتى اسلام است و ثانياً سرلوحهء تمام تعليمات و دستورهاى اسلام است و هر دو درست است .
يعنى اولًا نبايد عبادات را از تربيت اخلاقى و اجتماعى جدا دانست و آن را از بقاياى اعمال فردى گوشه گيران و راهبان و به عبارت ديگر از بقاياى رهبانيت دانست ، چنان كه شايد تصور بسيارى از افراد اينچنين باشد وتوجه به عبادت را به منزلهء اعراض از خوب و بد دنيا و مستقل از خوب و بد زندگى تلقى كنند . تصور غالب متصديان تعليم و تربيت هم همين است كه نماز يك وظيفهء مخصوص ميان بنده و خداست و به هر حال ربطى ، نفياً يا اثباتاً ، به تربيت افراد ندارد الَّا اينكه مقدارى وقت شخص را مىگيرد .
نماز در عين اينكه مبيّن و مظهر يك رابطهء فطرى ميان مخلوق و خالق است و مظهر تسليم در مقابل امر خالق است و در حقيقت تسليم به فرمان فطرت است ، تسليم به الهامات قلب است ، تسليم به راستى و تقوا و امانت و عفت و عدالت و احسان است ، خود پشتوانهء اخلاق و پشتوانهء عدالت اجتماعى است .
اما پشتوانهء اخلاق است از آن نظر كه در ورقه هاى اخلاق گفتهايم كه اساس اصلى اخلاق خروج از خودى است و اين جهت بدون ايمان و اعتقاد به خدا ميسر نيست ، و اين ايمان و اعتقاد و ارتباط و اتصال به وسيلهء عبادات محكمتر و تازه مىشود و مانع
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٦٣