تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
عبارت است از ميل به خدمت و تقديس موجودى برتر و والاتر كه مستحق اين خدمت است و شخص تقديس كننده بدون آنكه هدف و پاداشى از او بخواهد ، او را تقديس و احترام و ستايش مىكند . در آن وقتى كه انسان موجود پستتر از خود را عبادت مىكند ، تحت تأثير همين حس است . وطن پرستى و قهرمان پرستى و بت پرستى و بالاخره همهء پرستشها تحت تأثير همين احساس واقع مىشود . چيزى كه هست چون راه توجه به ما فوق و حقيقتى كه به تعبير اميرالمؤمنين « اهل للعبادة » است بر او بسته است متوجه مادون مىشود ، درست عكس آنچه روان شناسان آن را « تصعيد » مىگويند . بت پرستى ضد تصعيد است : تصعيد توجه يك غريزهء پست و منحرف شدن او به سوى بالاست ، و بت پرستى و هرچه پرستش غير خدا توجه و انحراف يك غريزهء عالى به سوى پايين است . نام اين را بايد مثلًا « تهبيط » گذاشت . 15 . در كتاب فرويديسم با اشاراتى به ادبيات و عرفان صفحهء 315 مىنويسد : بايد دانست كه نمىتوان تنها با شكستن سنن زيان رسان اجتماعى و ابداع آموزش و پرورش شايسته تمام كامهاى انسانى را ارضا كرد و از تشكيل وازدگى جلو گرفت ، زيرا بسيارى از وازدگيهاى ما زادهء محدوديتهاى طبيعى و لازمهء زندگانى اجتماعى است . براى جلوگيرى از مزاحمت اين گونه وازدگيها كه براى بشر ضرورت دارند و اساساً پرهيزناپذيرند ، بايد طرح ديگرى ريخت . دبستان فرويد بر خلاف دبستان يونگ باور دارد كه نمىتوان و نبايد اهرم حركت جامعه را به عقب برد ، قرون وسطى را باز گردانيد و با احياى معتقدات لاهوتى يعنى ناخوشيهاى روانى دسته جمعى ، ناخوشيهاى روانى فردى را پيشگيرى كرد . به نظر اينان يگانه وسيلهء مؤثر رفع وازدگيهاى غيرقابل اجتناب اين است كه از سنين كودكى با فعاليتهاى اجتماعى و فرهنگى آشنا شويم و بياموزيم كه
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 160 | مرتضى مطهرى