درست و تمام و بالنتيجه كامل مىبيند .
ما ليس موزونا كبعض من نقم
ففى نظام الكل كل منتظم
مؤيد اين نظر اين است كه در ابيات بعد مىگويد :
چشمم از آينه داران خط و خالش گشت
لبم از بوسه ربايان بر و دوشش باد
نرگس مست نوازش كن مردم دارش
خون عاشق به قدحگر بخورد نوشش باد
سراسر اين دو بيت خوشبينى و خوبى ديدن است .
ايضاً در صفحات 62 - 64 يك عده اشعار كه دلالت بر حيرت مىكرد نقل كرديم و گفتيم مىگويند اين حيرت همان شك و اعتراض است . ولى حقيقت اين است كه اين اشعار همه ناظر بر اين حقيقت است كه تنها راه وصول به حقيقت و يقين و يگانه وسيله رسيدن به راز درون پرده ، راه عشق و سلوك است همچنان كه راه زهد و عبادت خشك نيز راه وصول به راز خلقت نيست .
سخن از مطرب و مىگوى و راز دهر كمتر جو
كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معما را
يعنى از عرفان سخن بگو نه از فلسفه - رجوع شود به خود آن اشعار كه در ص 62 - 64 گذشت و به يك سلسله اشعار ديگر تفسيركننده در خود حافظ ( ايضاً ورقه هاى « شك و تحير حافظ » ) .
راز درون پرده ز رندان مست پرس
كاين حال نيست زاهد عالى مقام را
در اين بيت مخاطب زاهد است .
اما بحث انسان :
اولين بحث ، كون جامع بودن انسان ، مظهر تام بودن اوست كه حافظ معمولًا از آن به جام جهان نما تعبير مىكند ، يا آيينه شاهى كه شاه را ( خدا را ) مىنماياند و امثال اينها .
مىگويد :