فروغ روى يار است : هر دو عالم يك فروغ روى اوست .
عليهذا در منطق عرفان كه براساس اين است كه همه چيز را از او و با او و به عنوان جلوه او و فروغ او ببيند نمىتواند چهره عالم زشت باشد ، عالم ظل حق است و ظل جميل جميل است . در منطق عرفان فرض نازيبايى عالم عين فرض نازيبايى خداست ، زيرا فرض نازيبايى صورت آينه عين فرض نازيبايى صاحب صورت است ، درست مثل اين است كه كسى به خدا معتقد باشد و در عين حال خدا را ناقص بپندارد . ممكن است كسى منكر خدا باشد ، اما قبول خدا ملازم است با اعتراف به كمال و جمال و جلال او .
بعلاوه حافظ مكرر به اين مطلب تصريح كرده است . مثلًا مىگويد :
در خرابات مغان نور خدا مىبينم
اين عجب بين كه چه نورى ز كجا مىبينم
جلوه بر من مفروشاى ملك الحاج كه تو
خانه مىبينى و من خانه خدا مىبينم
خواهم از زلف بتان نافه گشايى كردن
فكر دور است همانا كه خطا مىبينم
سوز دل اشك روان آه سحر ناله شب
اين همه از نظر لطف شما مىبينم
هر دم از روى تو نقشى زندم راه خيال
با كه گويم كه در اين پرده چه ها مىبينم
كس نديده است ز مشك ختن و نافه چين
آنچه من هر سحر از باد صبا مىبينم
نيست در دايره يك نكته خلاف از پس و پيش
كه من اين مسأله بىچون و چرا مىبينم