ولى در كلمات شبسترى كه قبلًا نقل كرديم راز مطلب گفته شد و بهتر است از خود حافظ بشنويم .
حافظ در يك غزل مىگويد :
اى آن كه به تقرير و بيان دم زنى از عشق
ما با تو نداريم سخن خير و سلامت
و واضحتر از آن :
اى كه از دفتر عقل آيت عشق آموزى
ترسم اين نكته به تحقيق ندانى دانست
تا آخر كه اشاره است به بوعلى .
و ديگر :
سخن عشق نه آن است كه آيد به زبان
ساقيا مىده و كوتاه كن اين گفت و شنفت
( قزوينى ، ص 56 ) به نظر ما دو چيز سبب شده كه اين معانى به اين لباسها پوشيده شود : يكى اينكه قابل بيان براى غيراهل دل نبوده است و ناچار زبان خاص مىخواسته است كه ديگران به غلط نيفتند . ديگر آميختن هنر با عرفان و استفاده از آن براى جلب و جذب مستعدان .
اما اشعار توضيح دهنده خود حافظ ( رجوع شود به ورقه مخصوص ) اما اشعارى كه تمام آن از اول تا آخر ( و حداكثر به استثناى يكى دو بيت ) دلالت بر اين معانى دارد ( رجوع شود به ورقه مخصوص ) و آن غزلها مفسر ساير غزلهاست .
اما غزلهايى كه در متن خود غزل يكى دو بيت هست كه مفسر همه غزل است ( ايضاً رجوع شود به ورقه مربوطه ) .