كه محسوسات از آن عالم چو سايه است
كه اين چون طفل و آن مانند دايه است
آنگاه به تفصيل مىپردازد . آنگاه سائل مىگويد :
شراب و شمع و شاهد را چه معنى است
خراباتى شدن آخر چه دعوى است
مىگويد :
شراب و شمع و شاهد عين معنى است
كه در هر صورتى او را تجلى است
شراب و شمع ، ذوق و نور عرفان
ببين شاهد كه از كس نيست پنهان
. . .
مغربى مىگويد ( خدمات متقابل ، ص 238 ، چاپ بيست و چهارم ) :
اگر بينى در اين ديوان اشعار
خرابات و خراباتى و خمّار . . .
هاتف مىگويد ( خدمات متقابل ، ص 237 ، چاپ بيست و چهارم ) :
هاتف ارباب معرفت كه گهى
مست خوانندشان و گه هشيار
از دف و چنگ و مطرب و ساقى
وز مىو جام و ساقى و زنّار
قصد ايشان نهفته اسرارى است
كه به ايما كنند گاه اظهار
علامه طباطبايى ( دفتر شماره 7 ) اكنون ببينيم كه چرا عرفا با اين زبان و اين تعبيرات مىگفتهاند .
دكتر غنى در بحثى در تصوف ، صفحه 10 و 47 مىگويد ( رجوع شود ) .
و بعضى اين سخنان را علامت تمايل به دوره قبل از اسلام دانستهاند ( رجوع شود به خدمات متقابل ) .