تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
جهان و كار جهان جمله هيچ در هيچ است هزار بار من اين نكته كرده‌ام تحقيق حاصل كارگه كون و مكان اينهمه نيست باده پيش آر كه اسباب جهان اينهمه نيست چند روزى كه در اين مرحله فرصت دارى خوش بياساى زمانى كه زمان اينهمه نيست .
فناى عارف :
بر لب بحر فنا منتظريماى ساقى فرصتى دان كه ز لب تا به دهان اينهمه نيست .
خوشبينى :
سير سپهر و دور قمر را چه اختيار در گردشند برحسب اختيار دوست .
خوشبينى و اميد :
اى آن كه ره به مشرب مقصود برده اى زين بحر قطره اى به من خاكسار بخش .
لا احصى ثناء عليك :
عنقا شكار كس نشود دام بازگير كانجا هميشه باد به دست است دام را
2 . عيش نقد و دم غنيمت شمارى : پيرى و عيش ؟ :
اى دل شباب رفت و نچيدى گلى ز عيش پيرانه سر مكن هنرى ننگ و نام را در عيش نقد كوش كه چون آبخور نماند آدم بهشت روضه دارالسلام را پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت ناخلف باشم اگر من به جوى نفروشم