تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
سخن از مطرب و مىگوى و راز دهر كمتر جو كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معما را ساقيا جام ميم ده كه نگارنده غيب نيست معلوم كه در پرده اسرار چه كرد وجود ما معمايى است حافظ كه تحقيقش فسون است و فسانه ز سرّ غيب كس آگاه نيست قصه مخوان ( 1 ) كدام محرم دل ره در اين حرم دارد در كارخانه اى كه ره عقل و علم نيست فهم ضعيف رأى فضولى چرا كند برواى زاهد خودبين كه ز چشم من و تو راز اين پرده نهان است و نهان خواهد بود راز درون پرده ز رندان مست پرس كاين حال نيست زاهد عالى مقام را حديث چون و چرا دردسر دهداى دل پياله گير و بياسا ز عمر خويش دمى گفتى ز سرّ عهد ازل نكته اى بگو آنگه بگويمت كه دو پيمانه دركشم
هامش
( 1 ) عنقا شكار كس نشود دام بازگير كانجا هميشه باد به دست است دام را
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 63 | مرتضى مطهرى