شيخ العرفاست و به حق او را « شيخ اكبر » لقب دادهاند . بعد از او عرفان رنگ و بوى ديگر پيدا كرد . شاخصيت او در عرفان كه به طور مطلق تحت عنوان شيخ از او ياد مىشود از شاخصيت بوعلى كه شيخ در فلسفه است و شيخ طوسى كه شيخ مطلق فقه است در ميان قدما و شيخ انصارى كه شيخ مطلق فقه و اصول است در چند سال اخير و شيخ عبدالقاهر كه شيخ مطلق فن فصاحت و بلاغت است و سعدى كه شيخ مطلق شعر فارسى است ، بيشتر هست و كمتر نيست .
محيى الدين غوغاى عرفانى در جهان اسلام از اندلس گرفته تا مصر و شام و ايران و تركيه و هند برانگيخت . صدرالدين قونوى اهل قونيه ، فخرالدين عراقى ، ابن الفارض مصرى ، داود قيصرى ، عبدالرزاق كاشانى ، مولوى بلخى رومى ، محمود شبسترى ، حافظ ، جامى و صدها نفر ديگر تحت تأثير اويند و احياناً شاگرد و دست پرورده و يا شاگردِ شاگرد اويند . آقاى زرين كوب در ارزش ميراث صوفيه ، ص 142 مىگويد :
. . . * ( فصوص الحكم ) * خلاصه فلسفه وحدت وجود صوفيه است و محققان صوفيه بعد از محيى الدين ، على الخصوص شعراى صوفيه ايران از آن بهره بسيار يافتهاند .
در ص 144 مىگويد :
مطالعه اشعار او ( محيى الدين ) نشان مىدهد كه بيشتر آنها تحت تأثير شوق و درد واقعى سروده شده و از معانى لطيف و حالهاى عالى مشحون است و در بعضى موارد حتى رنگ و بوى شعر فارسى در كلام او هست و ظاهر آن است كه بعضى از شاعران ايران خاصه از قرن هشتم به بعد از تأثير افكار و حالات و اسلوب او بر كنار نبودهاند .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 52
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٢