5 . معمولًا متدينين به يك جواب اجمالى قناعت مىكنند و آن اينكه لابد فوايد و مصلحتهايى در كار است ، مىدانيم خدا حكيم است و هيچ كارى را بدون مصلحت نمىكند ، پس در همه اينها مصلحتى هست . البته اين جواب براى كسى كه قبلًا به حكمت خداوندى ايمان كامل دارد خوب است و قانع كننده است . هركس كه نسبت به كس ديگر كمال اعتماد را داشته باشد ، در مورد چيزهايى كه از نظر شخص او قابل توجيه نيست همين سخن را مىزند و آرامش روحى خود را بهم نمىزند ( 1 ) . واقعاً اگر كسى در يك دستگاهى منتهاى حكمت و دقت را ببيند و بعضى امور در نظرش زايد بيايد به معنى اينكه براى او « مجهول » باشد ، هرگز مدير و مدبر دستگاه را تجهيل نمىكند . بلى ، اگر قطعاً بفهمد اشتباه است مىگويد : ولى در فلان جهت اشتباه كرده است . اما فرق است ميان چيزى كه حكمتش مجهول باشد يا اشتباه بودنش مكشوف باشد . بنابراين علت عمده ايراد به عدل الهى سرعت در قضاوت است . * ( و ما اوتيتم من العلم الَّا قليلًا . بل ادارك علمهم فى الاخرة . بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه . ) * مشكل امر اين است كه در ما نحن فيه ، اين تبعيض را يعنى اقرار به حكيم بودن فاعل در بعضى قسمتها و غير حكيم بودن در بعضى قسمتهاى ديگر را نمىشود قائل شد ، زيرا پاى خدا در ميان است . يا چنين فاعلى وجود دارد و همه از روى حكمت است يا هيچ كدام از روى حكمت نيست و آنچه هم حكيمانه مىنمايد تصادفى است .
آيا شرور اعدامند ؟ :
6 . حكما مىگويند : تحليل عقلى ثابت مىكند كه شرور اعدام مىباشند : الشر اعدام و كم قد ضل من يقول باليزدان ثم الاهرمن .
مقصود حكما از اينكه مىگويند شرور عدمى است اين نيست كه اين چيزهايى كه شر ناميده مىشوند از قبيل موذيات ، مصايب ، ظلم ،
هامش
( 1 ) و همين است مفهوم اينكه ايمان ، انسان را نجات مىدهد و البته اين ايمانها بسيار گرانبهاست و انسان را از خرد شدن در زير سنگينى مصايب عالم نجات مىدهد .
امروز در جهان خودكشى زياد شده است . رجوع شود به ورقه « خودكشى و تمدن » .