تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
مىشود حق با على است يا معاويه ، در قرآن نوشته : * ( و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما فان بغت احديهما على الاخرى فقاتلوا التى تبغى حتى تفيئ الى امرا لله . ) * قرآن مىگويد چشم خود را باز كنيد و فرقه باغيه را از غير باغيه تشخيص دهيد . حالا كه جنگيده‌ايد به حكم همين آيه و ساعتى بيش نمانده كه فئه باغيه برگردد و تسليم شود ، آمده‌اند آخرين حيله را به كار برده مىگويند قرآن . جمله عالى على عليه السلام : على عليه السلام فرمود : * ( انكم لن تعرفوا الرشد حتى تعرفوا الذى تركه . . . ) * يعنى كليات تنها فايده ندارد تا تطبيق به مصداق و جزئى نشود . در قرآن ظلم و ظالم و عدل و حق آمده ، اما بايد ديد مصداق آنها در حال حاضر چيست . بريدن سر حق و عدالت به نام عدالت و قرآن : ظلمى را حق و حقى را ظلم تشخيص ندهيم و بعد به موجب همين كليات و به حكم قرآن به خيال خودمان سر عدالت و حق را ببريم . مبارزه با نفاق از مبارزه با كفر مهمتر است : مشكلترين مبارزه ها ، مبارزه با نفاق است كه مبارزه با زيركهاست كه احمقها را وسيله قرار مىدهند از مبارزه با كفر مشكلتر است . على عليه السلام در نامه اى كه به محمدبن ابى بكر مىنويسد ( نامه 27 ) مىنويسد : و لقد قال لى رسول الله صلى الله عليه و آله انى لااخاف على امتى مؤمناً و لا مشركاً ، اما المؤمن فيمنعه الله بايمانه و اما المشرك فيقمعه الله بشركه ، و لكنى اخاف عليكم كل منافق الجنان ، عالم اللسان ، يقول ما تعرفون و يفعل ما تنكرون . به اين نكته بايد توجه كرد كه هر اندازه احمق زياد باشد ، بازار نفاق رايج است . مبارزه با احمق و حماقت مبارزه با نفاق نيز هست ، بلكه ريشه مبارزه با نفاق مبارزه با احمق است . ( قصه مردى كه مادرش زنا مىكرد ) 21 . از خطبه 125 نهج البلاغه - جلد 2 ، صفحه 73 - معلوم مىشود كه حضرت دو عيب بر آنها مىگيرد : يكى تنگ نظرى و