تنها كرسى آزادى است كه با خرج كم و بدون زحمت هرجا به اين نام مجلسى تشكيل گردد ، پرچم مشكى بالا رود مردم جمع مىشوند .
ثانياً از روى عقيده و اخلاص جمع مىشوند ، اشك مىريزند و همان طورى كه گفتم گريستن و خنديدن تابع ميل و اراده نيست تا انسان سخت تحت تأثير احساسات قرار نگيرد ، نه مىخندد و نه مىگريد . و گريه در اين گونه موارد نماينده يك نوع احساسات عالى و رقيق است ، از نوع گريه هاى لذت بخش است ، به قلب صفا و روشنى مىدهد . ( بايد مستقلًا در اطراف گريه بحث شود و انواع گريه ها بيان گردد ، عوارض جسمى و روحى و همچنين مبادى جسمى و روحى گريه و اختصاصى كه خنده و گريه به انسان دارد بيان گردد ، بعد آثار اجتماعى گريه و همچنين خنده بيان گردد . ) و ثالثاً چون كرسيى است روحانى و به نام شخص مقدسى ، كرسى آزاد و حرّى است . در همه جا بالاى سر خطيب عكس شاه و غيره هست جز در كرسى منبر حسينى .
راديو و روزنامه مظهر تكامل ابزار زندگى و منبر مظهر تكامل روح زندگى است :
اگر يك مقايسه اى بشود بين روزنامه هاى ما و راديوى ما كه جز دروغ پراكنى به نفع افراد و اشخاص و عليه ملتها و جز تملق و بشرپرستى چيزى در آنها نيست و آنگاه نگاهى به منابر بشود كه در آنجا به نفع مظلومين سخن گفته مىشود ، معلوم مىشود كه راديو و روزنامه مظهر تكامل ابزار زندگى مىباشند و منبر مظهر تكامل روح زندگى است و اساس روح زندگى است و اگرنه تكامل ابزار در عين فايده ضرر زياد دارد . از همين جا معلوم مىشود كه كسانى كه منبر را مركز دلالى شخصيتها و اعمال اغراض خصوصى قرار مىدهند ، از روزنامه چى و راديوچى خيانتكارترند .
شعراى ما چرخ و زمانه را مسؤول مىدانستند نه حكومت وقت را :
35 . عطف به نمره . . . فرق مراثى كه امثال كميت و دعبل و ابوفراس داشتهاند با مراثى امثال محتشم و وصال و جودى و غيره در اين است كه اولًا شعرا و مرثيه گوهاى قديم نقطه مقابل يعنى ظالم و ستمگر را دستگاه خلافت آن زمان و اشاره به زمان خودشان مىدانستند و هيچ وقت چرخ و فلك و زمانه ( و در معنى خدا ) را
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 354
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٥٤