تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
مسؤول نشمردند . تفاوت مراثى كميت و دعبل بامراثى محتشم و وصال وجودى : اما شعراى اخير ، چه فارسى و چه عربى ، چرخ را مورد حمله قرار دادند يعنى امثال كميت وقتى كه از اين مصيبت داغ مىشوند و نقطه اى را هدف حمله قرار مىدهند ، به دستگاه خلافت و حكومت و استبداد آن زمان حمله مىكنند كه مردى را كه منادى حق و عدالت بود اينطور از پاى درآوردند . نازپروردگى : و اما متأخرين به چرخ كج مدار و فلك كج رفتار حمله مىكنند كه چرا انسان نازنين و نازپرورده اى را كه نازپرورده رسول و زهرا بود اينچنين در زير سنگ آسياى خود خرد و نرم كردى . شعراى ما حسين را به عنوان نازپرورده معرفى مىكنند و اين چه غلط فاحشى است ! : يكى از زشت ترين تعبيرات اين است كه امام حسين را نازپرورده بخوانيم . نازپروردگى نقص است . آنها هرگز بچه هاى خود را نازپرورده نمىكردند . بچه اى كه در خانه اى بزرگ شده كه پدر آبيارى و باغبانى و جنگ و جهاد مىكند و مادر به دست خود آرد و خمير مىكند و نان مىپزد و بعد سه شبانه روز قرصه نان خود را به فقير و يتيم و اسير مىدهند ، ديگر نازپروردگى كجا بوده است ؟ ! تف بر اين جهالت و نادانى ! همان طورى كه تعبيرات را از عرف و عادت خود گرفته و به آنها شاه و شاهنشاه و شاهزاده و اعليحضرت و امثال اينها مىگوييم . شاهزاده نازپرورده هم هست : از همين تعبيرات خود ، ما به اشتباه مىافتيم و مىگوييم خوب البته شاهزاده كه شد ، اعيان و اشراف زاده كه شد ، نازپرورده هم هست . البته پيغمبر محبت فوق العاده اى به حسنين داشته ، اما محبت فوق العاده فقط در اشخاص متنعم و مترف و بعلاوه جاهل به تربيت و اصول آن سبب مىگردد كه بچه هاى خود را ناپرورده بكنند . نازپرورده يعنى كم طاقت ، سردى و تلخى نچشيده ، پست و بلندى نديده ، يعنى فوفول . مردى كه در كودكى نازپرورده باشد كه نمىتواند در روز عاشورا آن مقدار صبر و طاقت و رضا و تسليم و شجاعت نشان بدهد . حسين بن على اخلاق نازپروردگى نداشت . نازپرورده يك نوع اخلاق دارد و آن كسى كه تربيت انجام وظيفه و تكليف دارد يك نوع اخلاق و اعمال دارد . از قضا آن كسى كه هم اخلاق و اعمالش دليل بر