تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
31 . جمله * ( توقيفهم على مصلحتهم ) * متوقف است بر دو چيز : يكى اخلاص ، ديگرى علم و اطلاع و احاطه و پيش بينى . از آن نظر كه [ خطيب ] بايد مخلص باشد ، بايد [ خطابه را ] حرفه و كسب قرار ندهد ، بايد دلال شخصيتها نباشد ، بايد با نقاط ضعف مخاطبين خود مبارزه كند نه اينكه آنها را تقويت كند . و از آن جهت كه بايد عالم و محيط باشد ، بايد از طرفى اسلام شناس باشد نه اينكه اطلاعاتش در حدود جُنگ مرحوم آقا باشد و مدركش به اصطلاح اهل منبر لسان الذاكرين و صدرالواعظين باشد ، و از طرف ديگر بايد آگاه به اوضاع اجتماعى باشد . از اين نظر بايد شامه تيزى داشته باشد ، بتواند حوادث را پيش بينى كند و بتواند رل « هادى » و راهنما را داشته باشد و همان طورى كه در دفتر 40 ، شماره 39 گفتيم نقش ما نبايد نقش آقا شيخ ترمز و يا آقاشيخ دنده عقب باشد ، گو اينكه جامعه در جايى احتياج به ترمز دارد و در جايى احتياج به عقبگرد ، اما اين ماشين را در درجه اول از لحاظ رل و فرمان بايد هدايت كرد و از لحاظ موتور و گاز بايد او را به حركت آورد و از سكون و سكوت خارج كرد . 32 . از آن نظر كه فرمود : * ( و يخبرهم بما ورد عليهم من الافاق من الاحوال التى فيها المضرة و المنفعة ) * بايد سياست خارجى و كلى اسلام و مسلمين را اداره كنند ، اوضاع دور و نزديك را به اطلاع مسلمين برسانند . مثلًا در زمان ما جريان الجزاير و جريان فلسطين و اسرائيل و جريانهاى كمونيستى و نفوذ احزاب كمونيست و نفوذ صهيونيسم از قضايايى است كه هميشه مردم را بايد از خطر اينها آگاه ساخت و نگذاشت مردم در حال بىخبرى بمانند . 33 . حاجى نورى در لؤلؤ و مرجان علاوه بر [ اينكه ] چند حديث در فضل بكاء و ابكاء بر سيدالشهدا را نقل مىكند ، در صفحه 38 از رسول اكرم اين حديث را نقل مىكند : * ( ان لقتل الحسين حرارة فى قلوب المؤمنين لاتبرد ابداً . ) * 34 . عطف به دفتر 35 ، صفحه 129 ، راجع به روح زندگى و ابزار زندگى . قدر و ارزش كرسى خطابه را امروز در بلاد شيعه كه به نام حسين بن على عليه السلام تشكيل مىشود بايد دانست ، از جهت اينكه اولًا