حسين ، اوضاع و احوالى كه در آن زمان بود كه سبب شد امام حسين قيام بكند و اينكه قيام امام حسين جنگ عقيده و مسلك بود نه جنگ شخصى ، به خاطر شخص خودش و اينكه من نه تو نبود . و بعد هم زمان خودشان و اعمالشان و روش خودشان را در نظر بگيرند ، ببينند آيا اگر امام حسين در همين زمان بود چه مىكرد ؟ و امثال اينها .
بايد بفهميم كه فلسفه تشكيل مجلس عزا و گريه كردن چيست ( 1 ) ؟ آيا گريه هاى ما به حال امام حسين فايده اى دارد ؟ به حال چه كسى فايده دارد ؟ يا مقصود اين است كه يك فكر و يك روح را هميشه در خودمان زنده نگه داريم ، فكر حق طلبى و حق خواهى و مبارزه با جور و ظلم . فرق بين مبارزه امام حسين با مبارزه پيغمبر چه بود ؟ در زمان پيغمبر كفر صريح بود و صريحاً مردم منكر * ( لااله الَّا الله ) * بودند ولى در زمان امام حسين مردمى در زير پرده و لواى اسلام و [ با ] حفظ ظاهرها و اقامه شعاير ظاهرى ، تيشه به ريشه مىزدند . اينها را بفهميم و بدانيم . او مىگفت :
الا ترون ان الحق لايعمل به و ان الباطل لايتناهى عنه ، ليرغب
هامش
( 1 ) همان طورى كه در دفتر 41 شماره 120 گفتيم ، ائمه ما خواستهاند كه همان طورى كه زنده امام حسين مزاحم يزيد و ابن زياد آن زمان بود ، نام او و ذكر او و شعارهاى او براى هميشه مزاحم باشد ، چون امام حسين با شخص يزيد كه طرف نبود ، جنگ او جنگ عقيده بود ، پس [ بايد ] به صورت مكتبى در جهان باقى بماند .
گاهى اشخاصى مىميرند و تا زنده هستند مزاحماند و همين كه مردند مزاحم نيستند بلكه از نامشان استفاده مىشود ، مثل مراجع فتواى بعدى براى اسلاف خودشان .
ولى گاهى حساب حساب شخص نيست ، حساب روش و مكتب است ، با مردن از بين نمىرود . مثلًا كميت اسدى در زمان اموىها و دعبل خزاعى در زمان عباسىها از كسانى بودند كه نام حسين را به صورت يك مكتب حفظ كردند و با حكام زمان خود مبارزه كردند و تخت جور آنها را لرزاندند . و علت اينكه متوكل مردم را از زيارت امام حسين منع مىكرد همين بود ، يعنى به علت شخصى نبود بلكه به علت اين بود كه حسين مزاحم او بود . اگر زمان متوكل مثل زمان ما بود ، خود متوكل هم عزادارى مىكرد و مردم را منع نمىكرد .
[ ظاهراً بايد به اين صورت باشد : مثل مراجع فتواى قبلى براى اخلاف خودشان . ]