راجع به خطابه از بَر و بدون دفتر ، مسعودى در جلد 2 مروج الذهب ( فى ذكر لمع من كلامه و اخباره و زهده ) و ما در بخش اول سيرى در نهج البلاغه نقل كردهايم .
رجوع شود به غرر و درر ( امالى ) سيد مرتضى ، مجلس 58 ( چاپ مصر ، جلد 2 ، از صفحه 101 تا 107 ، داستانهايى راجع به خطبا ) .
رجوع شود به آخر جلد 4 البيان و التبيين ، صفحه 110 ، فهرست بحثهاى جاحظ درباره خطبه و خطابه .
. . . جلد 1 ، صفحه 201 :
كان ثابت بن قيس بن الشماس الانصارى خطيب رسول الله لايدفع ذلك احد .
جاحظ در جلد 1 ، صفحه 306 ، اسماء خطبا و بلغا و انبيا را ذكر مىكند .
رجوع شود به ورقه هاى « ذوق واحد اجتماعى » راجع به اينكه وظيفه خطابه و منبر اين است كه هدفهاى اسلام را به نحو واحد بر اجتماع عرضه بدارد و راه رسيدن به آن هدفها را همهء عوامل خطابه و منبر ، صحيح تشخيص بدهند و به طرز واحد بر اجتماع عرضه بدارند تا جامعه بالنتيجه بتواند در مسير واحد حركت كند و به مقصد برسد .
از اين رو لازم است كنگره خطبا همه ساله تشكيل شود ، بلكه لازم است كلاسهاى صحيحى براى خطابه باشد و هر خطيبى در آن كلاسها به هدفهاى اسلام آشنا شده باشد و اجمالًا به خطوط كلى رسيدن به هدفها آشنا باشد ، و لازم است هر سال در يك كنگره سالانه مسائل روز مطرح شود و راه حل مشكلات اسلامى مطرح و تبيين گردد تا همه خطبا منطق واحد داشته باشند ، در باب مدرسه و زن و اقتباس تمدن خارجى و دخالت در امور اجتماعى و سياسى و جمع آورى
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 357
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٥٧