29 . حالا بايد ببينيم كه خوشبختانه اگر آن كرسى خطابه را از دست ما گرفتهاند ، اين يكى هست و ما مىتوانيم همان را نمونه قرار دهيم ، و بعلاوه قسمتى از امر به معروف و نهى از منكر يعنى تذكرات قولى در منابر عمل مىشود . حالا بايد ببينيم خطيب چه شرايطى بايد داشته باشد ، يعنى خطابه و منبر بايد روى چه اصولى باشد . به عبارت ديگر ، امروز خطبا و وعاظ هم خطيباند و هم واعظ و هم متكلم و مبين اصول عقايد و هم سخنگوى دولت دين و هادى و راهنماى قوم .
پس بايد خطابه هاشان روى چه شرايطى باشد ؟ و البته آن شرايط مجموعاً از همان سه اصلى كه در حديث فضل بن شاذان هست استنباط مىگردد :
شامه تيز :
الف . شامه تيز - چنان كه در نمره 3 گفته شد - يعنى قدرت پيش بينى بحرانهايى كه به وجود مىآيد داشته باشند ، در جلو قافله حركت كنند نه در پشت سر قافله زار بزنند . اين مطلب لازمه آن جمله است كه فرمود : مردم را به مصالح دينى و دنيوىشان آگاه سازند . اين بدون وقوف بر جريان كارهاى كشور و جريانهايى كه در دنيا هست امكان پذير نيست . همان طورى كه در دفتر 40 ، نمره 39 گفته شد تنها ترمز نباشند ، يك جا رل را بپيچند و يك جا گاز بدهند ، آقا شيخ ترمز نباشند .
سخن بايد قابل جذب باشد :
ب . رعايت اينكه سخنشان علاوه بر صدق ، قابل جذب باشد چنان كه در نمره 5 اشاره كرديم . اين شرط معنىاش اين است كه بيان هر مطلب بايد متناسب باشد با وضع حاضر و مخصوص جامعه ، مانند غذايى باشد كه به مريض مىدهند . علاوه بر صدق كه حاجى نورى تأكيد فرمودهاند ، قابليت جذب هم شرط است .
مبارزه با نقاط ضعف :
ج . اينكه با نقاط ضعف آنهايى كه با آنها روبرو هست مبازره كند ، نه اينكه از نقاط [ ضعف ] آنها بهره بردارى و [ آن نقاط را ] تقويت كند و يا هميشه نقاط ضعف كسانى [ را ] كه طرف مخاطبه او نيستند براى دلخوشى مستمعين بگويد . چقدر فرق است بين اينكه انسان حقيقت تلخ را به جامعه بگويد و يا اينكه هرچه دل جامعه مىخواهد به آنها
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 348
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٤٨