از خصوصيات خطبه و خطابه به واسطه اينكه صناعت است اين است كه بايد به كيفيت مخصوص ابتدا و به كيفيت مخصوص ختم بشود ، مثل اينكه در زمان ما در خطابه هاى دينى با * ( بسم الله ) * و * ( الحمد لله ) * و غالباً آيه اى از قرآن آغاز مىگردد و با * ( السلام عليكم و رحمة الله و بركاته ) * و يا * ( لاحول و لا قوّة الَّا با لله ) * [ ختم مىشود ] و يا كسانى كه به جنبه مرثيه خوانى اهميت مىدهند با جمله « * ( و سيعلم الذين ظلموا ) * » ختم [ مىكنند . ] مرثيه خوانها با * ( السلام عليك يا اباعبدا لله ) * آغاز مىكنند .
28 . مرحوم حاجى نورى كتابى دارد به نام لؤلؤ و مرجان در شرط پله اول و دوم روضه خوانان . اين كتاب را حاجى به خواهش يكى از علماى هندى كه از هند به ايشان نامه نوشته و از وضع روضه خوانى و اكاذيب و دروغهايى كه در روضه ها خوانده مىشود در هند شكايت كرده و از ايشان كه مردى محدث متتبع متبحرى بودهاند خواهش كرده كه كتابى در اين زمينه تأليف كنند [ نوشته است . ] ايشان در مقدمه آن كتاب مىنويسند كه اين مرد عالم هندى خيال كرده كه در عتبات و بلاد ايران از اين خبرها نيست و در اينجا روضه خوانها مقيدند كه درست بخوانند ، در صورتى كه غافل از آنند كه نشر خرابى از سرچشمه و در هر جا منتشر شده منتهى به مركز علم و حوزه اهل شرع اعتاب عاليه است ، چه اگر اهل علم مسامحه نمىكردند و نهى از منكر مىكردند كارخرابى به اينجا نمىكشيد . به هر حال حاجى اين كتاب را نوشته براى روضه خوانى و مرثيه خوانى و برايش دو شرط ذكر كرده : يكى اخلاص و يكى صدق ( 1 ) مرثيه خوان بايد در عمل خود مخلص باشد و كار مرثيه خوانى را براى خود كسب و شغل و حرفه قرار ندهد ، ديگر اينكه مواظب باشد كه دروغ نگويد . و انصاف را كه بسيار عالى از عهده بيان اين دو شرط برآمده و من سراغ ندارم جايى در اطراف دروغ و انواع دروغ به خوبى اين كتاب
هامش
( 1 ) ظاهراً خود حاجى اخلاص را پله اول و صدق را پله دوم منبر فرض كرده و روضه خوان بايد اين دو درجه را طى كند تا برود بالا .