تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
در مجالس ما بايد جنبه موعظه وجود داشته باشد . اين يكى . ديگر اينكه بايد مصالح دينى و دنيايى مردم در اين خطابه ها گفته شود . بايد خطيب ، راهنما و هادى مردم به مصالح عالى زندگى باشد . مصلحتهاى مردم در هر زمانى فرق مىكند . هر روز مردم چه از نظر زندگى و چه از نظر دينى در مقابل حوادث بزرگى قرار مىگيرند و نمىدانند بايد چه بكنند و چطور رفتار كنند . مثلًا تكليف مردم در برابر مدرسه ها و آموزشگاهها را بايد خطبا معين كنند و بگويند ، اما نه اينكه هركس كه عمامه اى به سر گذاشت و بالاى منبر رفت و از آزادى منبر استفاده كرد در هر مسأله اى دخالت كند يعنى اول بايد از همه بهتر بفهمند و بعد بگويند ، نه اينكه از احساسات دينى مردم سوء استفاده كنند و جلو هر پيشرفت و ترقى را بگيرند . بايد تكليف مردم را به طور دقيق و عالمانه و روشن بينانه در مقابل تمدن جديد و خوبيهاى آن و بديهاى آن روشن كنند و بگويند وظايف مردم در مسائل اجتماعى بزرگ از قبيل انتخابات و غيره [ چيست . ] اين جمله كه فرمود : * ( و توقيفهم على ما اراد من مصلحة دينهم و دنياهم ) * يك جمله است به جاى هزار جمله . به طور كلى بايد مصالح دينى و دنيوى جامعه را در آن ايام بگويند . بايد از اينجا دانست كه چه اندازه بايد خبير و بصير و محيط به مصالح دينى و دنيوى باشند ، نه اينكه يك نفرى كه مثلًا هيچ نمىفهمد فرهنگ چيست و چه اثرى دارد و چه وظيفه اى دارد و فقط روى حساب اينكه ديده بعضى از فرهنگ انتقاد مىكنند برود بالاى منبر و فحش را بكشد به جان فرهنگ و فرهنگى . پس در اينجا اين نكته را همين قدر مىتوان در نظر گرفت كه هركس در حدود توانايى خود و علم و اطلاع خود ، مردم را به مصالح دينى و دنيايىشان متوجه كند و در حدودى كه وارد نيست و اطلاع ندارد از مصالح ، مداخله نكند كه ضررهاى بزرگى دارد . ديگر اينكه مردم را در جريان حوادث روز جامعه اسلامى بگذارد ( * ( و يخبرهم بما ورد عليهم من الافاق و الاحوال التى فيها المضرة و المنفعة . . . ) * ) . اين هم خيلى مهم است كه [ مثلًا ] بايد مسلمين را در جريان