حميتها بوده باشد ، ممكن است تحريك ترحم باشد مثل بعضى خطابه هاى قضايى و ممكن است تحريك مردم براى استيفاى حقوقشان باشد مثل خطابه هاى سياسى . اين نكته بايد معلوم باشد كه اگرچه اصطلاحاً خطبه دينى را در مقابل خطبه سياسى و قضايى ذكر مىكنند ، ولى خطبه دينى اسلامى شامل خطبه سياسى كه در مجامع سياسى ايراد مىگردد مثل خطبه اميرالمؤمنين كه با * ( انشدكم ، انشدكم ) * شروع مىگردد در زمان عثمان ، و شامل خطبه حماسى هم مىگردد كه غيرت و حميت و شجاعت را تحريك مىكند ، مثل خطبه معروف على عليه السلام : * ( قد استطعموكم القتال . . . ) * يا خطبه امام حسين عليه السلام در روز عاشورا : * ( تباً لكم ايتها الجماعة و ترحاً . . . ) * و مثل خطبه معروف طارق بن زياد وقتى كه وارد اسپانيا شد :
ايها الناس ، ان البحر وراء كم و العدو امامكم ، الا و ان عدوكم مزوّد بالقوت والسلاح ولا زاد لكم الَّا سيوفكم و لا قوت لكم الَّا ما تستخلصونه من ايدى عدوكم .
به هر حال كار خطابه تحريك احساسات است به طورى كه وادار بكند جماعت را به عملى جنگى يا غيرجنگى و احساسات مخاطب را با احساسات گوينده موافق مىكند و يا به عبارت ديگر اين است كه گوينده احساسات خودش را منتقل كند به شنونده . به همين دليل شرايطى دارد طبيعى و شرايطى دارد فنى و صناعى مثل ساير هنرها و صناعتها كه هركدام شرايطى دارد و احتياج به تمرين و ممارست دارد . راغب « صناعت » يا « صنع » را خوب انجام دادن مىگيرد و مىگويد : هر صنعتى فعل هست اما هر فعلى صنع نيست .
27 . شايد علت اينكه در جمعه وارد شده كه خطيبى بايد باشد كه خطبه بخواند و گفته نشده واعظى موعظه كند ، به جاى خطبتين موعظتين گفته نشده ، براى اين است كه اختصاص نداشته باشد به وعظ .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 342
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٤٢