منبرهاى فاتحه هم غالباً اين جنبه اش مىچربد كه خطيب بايد تأبين كند و ثناى بعد از موت نمايد و بعد هم يك يك از بازماندگان و خاندان ميّت به عنوان خانواده هاى محترمى كه در اين مصيبت عزادارند به نيكى ياد كند ، اگر ميّت صاحب شخصيت و فاميل باشد به هر حال بايد او را فرشته بىنظير و فقيد سعيد [ بخواند ] كه عمرى را به نيكنامى و پاكدامنى بسر برد و از خود نام نيك و آثار خير به يادگار گذاشت . اين جمله ها مثل آيه * ( فبأى الاء ربكما تكذبان ) * در همه مجالس فاتحه تكرار مىشود و گاهى هم قصه آن منبرى بيچاره كه نمىدانست مرده زن صاحب عزاست ، به خيال اينكه مردى بوده گفت : بلى بنده سالها با اين مرحوم معاشرت داشتهام ، شبها با يكديگر بسر بردهايم ، روزها پيش هم بودهايم ، پيدا مىشود و حال آنكه گاهى اقتضا مىكند كه از ميّت اگر بايد نامى برد بايد از او انتقاد كرد . ما در زمان خودمان ديديم كه كسانى تا زنده بودند هدفشان مبارزه علنى با دين بود ، بعد مردند و به احترام فاميل متشخصشان مجلس فاتحه گذاشته شد .
21 . در قرآن كريم مىفرمايد : * ( الرحمن علَّم القرآن خلق الانسان علَّمه البيان ) * .
اهميت خطابه در اسلام از نماز پيدا شده ، از نماز جمعه .
مىگويند خطابه بر سه قسم است : قضايى ، سياسى ، دينى . البته خطابه خودش فنى از فنون و هنرى از هنرهاست ، جزء عمليات هنرى است ، صنعت و صناعت است . فرق است بين صنعت و صناعت ، و همچنين فرق است بين صنعت و هنر . به هر حال خطابه خود يك صناعت بشرى است و از صناعات مربوط به قوه بيان است ، همان طورى كه غنا از صناعات مربوط به آواز است و رقص از صناعات مربوط به اندام است ، كشتى گيرى از صناعات مربوط به قواى عضلانى است ، همچنين عمليات آكروباسى . به همان اندازه كه ارزش قوه بيان و زبان فوق ساير ارزشهاست ، ارزش خطابه هم فوق ارزش ساير جنبه هاى صناعى انسان است . هر كدام از صناعات هدف و غرضى دارد . غالباً هدف هنرها فردى است و لذت و رضايت آنى دارد ، مثل رقص و
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 330
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٣٠