- كه ما مدعى تشيع ايشان هستيم - در نطق و بيان و خطابه منكر ندارد . نهج البلاغه در دست است ، نهج البلاغه خطب وعظ و اندرز دارد . راجع به خطبه * ( انّا قد اصبحنا فى دهر عنود و زمن كنود . . . ) * ( خطبه 32 ) مطابق نقل سيد رضى ، جاحظ بعد از ذكر اينكه بعضى اين خطبه را به معاويه نسبت دادهاند ، مىگويد :
هذا الكلام اشبه بكلام على و بمذهبه فى تصنيف الناس و فى الاخبار عما هم عليه من القهر و الازلال و من التقية و الخوف اليق قال و متى وجدنا معاوية فى حال من الاحوال يسلك فى كلامه مسلك الزهّاد و مذاهب العبّاد .
به هر حال در نهج البلاغه انواع خطابه ها هست : وعظ و اندرز هست ، حماسه و شجاعت هست ، توحيد و معارف هست ، سياست و حكومت و بيان اوضاع حاضر عالم اسلامى هست . شيخ محمد عبده مفتى بزرگ معروف مصر در نيم قرن گذشته ، شاگرد سيدجمال الدين اسدآبادى معروف به افغانى - كه وقتى به ساير كشورهاى اسلامى رفت اينقدر وضع ايران را عقب رفته و خراب ديد كه صلاح خود ندانست خود را ايرانى معرفى كند ، به اعتبار مدتى كه در افغان بوده و در ارتش آنجا فعاليتها كرده بود خود را افغانى خواند - به هر حال شيخ محمد عبده درباره نهج البلاغه مىگويد : من تصادفاً و بدون پيش بينى قبلى در موقعى نهج البلاغه را مطالعه كردم ، غرق در حيرت شدم . مىگويد :
از محلى كه به محل ديگر منتقل مىشدم احساس مىكردم كه پرده ها و صحنه ها عوض مىشود ، يك پرده و يك صحنه نيست . در يك صحنه و يك پرده آنچه مىديدم معانى لطيف روحى و موعظه هاى عالى و بليغ بود كه دل را صفا و جلا مىداد . در جاى ديگر و پرده ديگر با چهره هايى خشمناك و
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 333
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٣٣