روميان از دو نوع حقوق استفاده مىكنند ، يكى حقوق اختصاصى به آنان ، دوم حقوق مشترك با ملتهاى ديگر ، و حقوق اختصاصى روميان به حقوق مدنى موسوم بوده و مبانى آن به مبادى اوليه حقوق روم اتصال يافته اما حقوق ملتها از حيث زمان جديدتر مىباشد ، هم به روميان و هم به امور بيگانگان و ملتهاى مغلوب يا متحدين روميان شامل شده است .
در صفحه 22 مىگويد :
حقوق انگلستان :
علم حقوق در انگلستان مبتنى به سه قسم قواعد مىباشد .
اول قواعدى كه از عرف و عادت و رسوم مردم پديد آمده و در احكام دادگاه هاى عمومى تشكل و تعيين يافتهاند ( سابقه قضايى ) . . . حقوقى كه مبتنى به چنين سوابق از عرف و عادت باشد به حقوق عمومى ناميده مىشود ، منظور از آن غير از حقوق عمومى مصطلح در كشورهاى ديگر است .
دوم قواعدى كه ضمن قوانين مجلس تحقق يافته است .
سوم قواعدى كه از وجدان و ضمير انسانى و از احكام عدل و نصفت منبعث مىشود .
نوع اول و دوم در دادگاههاى عمومى و نوع سوم در دادگاههاى خصوصى مورد استناد و عمل قرار مىگيرد . . . دادگاههاى خصوصى از قديم وابسته به شوراى پادشاهى انگلستان بوده . . .
صفحه 24 :
بنابراين اين سه نوع ، حقوق سه سازمانى است كه هريك در تاريخ داخلى كشور انگلستان مشخصات خاصى داشته است :
اول مردم ، دوم مجلس ، سوم پادشاه .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٧٠